افسردگی یک اختلال روانی شایع است. شیوع تقریبی این بیماری 10٪ در جمعیت عمومی می باشد. در موارد بالینی شیوع آن ممکن است به 20٪ برسد. طبق اعلام سازمان بهداشت جهانی در سال 1990 افسردگی چهارمین بیماری شایع به شمار میرفت و پیشبینی میشد تا سال 2020 به دومین بیماری و عامل از کار افتادگی، بعد از بیماریهای قلبی تبدیل شود، اما مراجعه به منابع جدیدتر بیانگر آن است که علیرغم تلاشهای انجام شده در حال حاضر، افسردگی عامل اصلی ناتوانی در افراد 12 تا 44 ساله است و بر طبق پیشبینیها در سال 2030 عامل اصلی بار بیماری خواهد بود. افسردگی یکی از شایعترین اختلالهای روانشناختی است به طوری که حدود 15 تا 20 درصد از افراد بزرگسال جامعه، عوارض و نشانههای مختلف افسردگی را از خود بروز میدهند. علاوه بر این، افسردگی پیامدهای جدی بسیاری دارد و همچنین اثرات مهمی بر نسلهای آینده میگذارد؛ فرزندانی که با مادران دچار افسردگی اساسی زیستهاند، بیشتر در معرض خطر افسردگی قرار دارند.
خودکشی بدترین پیامد افسردگی است، مسئله خودکشی در افراد افسرده بر طبق گزارش سازمان بهداشت جهانی در سال 2018 به یک میلیون نفر رسید؛ در سال 2018 نیز دومین علت اصلی مرگ و میر افراد 15 تا 29 ساله خودکشی بوده است. با توجه به شیوع و اهمیت افسردگی پژوهشهای زیادی درباره آن انجام شده است.
مهم ترين طبقه بندي هاي روان پزشكي عبارت است از راهنماي تشخيصي و آماري اختلالات رواني DSM (Diagnostic and statistical manual of mental disorders) كه توسط انجمن روان پزشكي آمريكا به وجود آمد و ديگري طبقه بندي بين المللي بيماري ها (International classification of diseases) ICD كه توسط سازمان بهداشت جهاني شكل گرفت. اولين چاپ DSM در سال 1952 توسط كميته نام گذاري و آمار انجمن روان پزشكي آمريكا منتشر گرديد و پس از آن پنج چاپ بعدي تاليف گرديد: DSMII در 1968،DSMIII در 1980، DSMIIIR در 1987، DSMIV در 1994 و سرانجام DSMIV-TR در سال 2000 تاليف شد.
در پنجمين چاپ جديد DSM تغييرات اساسي در پاره اي از طبقه بندي ها، اصطلاحات تشخيصي و معيارهاي تشخيصي صورت گرفته است و ضروري است تا دست اندركاران بهداشت روان با اين اصلاحات آشنا گردند. از جمله اصلاحات و تغييرات مهم در DSM-5 ميتوان به مواردي همچون ارايه معيار تشخيصي براي افسردگي- اضطراب ميكس MAD) يا (Mixed Anxiety Depressive، سندرم خفيف سايكوز، رفتار خودكشي، همچنين تغيير در بعضي از معيارهاي تشخيصي نظير پدوفيلي، اختلالات ارتباطي Communication disorders، اختلالات شناختي و اختلالات خلقي، جدا شدن (Obsessive-compulsive disorder) OCD و (Posttraumatic stress disorder) PTSD از زيرمجموعه اختلالات اضطرابي به عنوان يك گروه تشخيصي مجزا، اشاره نمود. تغييرات اساسي در طبقه بندي اختلالات سوماتوفورم و اختلالات شخصيت ارايه يك فرمولاسيون مصاحبه فرهنگي از جمله تغييرات نگرشي در DSM محسوب مي گردد. برجسته ترين تغيير را مي توان در گرايش از طبقه بندي Categorical به سمت Dimensional و توجه به بعضي جنبه هاي اتيولوژيك اختلالات نام برد.
هدف از این پژوهش مروری بر تعریف، توصیف و ملاکهای تشخیصی اختلال افسردگی بر اساس ویرایش پنجم راهنمای آماری و تشخیصی اختلالهای روانی (5DSM) است.