مبحث هوش یکی از بحث انگیز ترین مباحث روانشناسی معاصر است. قرن هاست که فیلسوفان در باره ماهیت هوش به نظریه پردازی های ذهنی اکتفا کرده اند و روانشناسان تلاش خود را برای اندازه گیری عینی و دقیق آن به ثمر رسانده اند. آزمون های هوش که در اوایل قرن بیستم تدوین و عرضه شد، از مهمترین دستاوردهای رشته روانشناسی است(اسکوئیلر و همکاران، 1372).
با وجودی که «هوش» یکی از آن موضوعاتی است که در حوزه روانشناسی، بسیار مورد بحث قرار گرفته است امّا تعریف استانداردی از این که چه چیزی دقیقاً تشکیل دهنده «هوش» است وجود ندارد. برخی پژوهشگران هوش را یک قابلیت منفرد و عمومی میدانند در حالی که برخی دیگر اعقتاد دارند که هوش دربرگیرنده دامنهای از مهارتها و استعدادهاست. هوش از جمله مواردی است که بسیار مورد توجه روان شناسان بوده و در طول تاریخچه روانشناسی تلاش بر این بوده که ماهیت هوش ، انواع آن ، تغییر پذیری آن و ... ، مورد بررسی قرار گیرد. وقتی درباره هوش صحبت میشود، ویژگی هایی چون یادگیری سریع و زیاد ، محاسبات دقیق و فوری و راه حل های جدید به ذهن خطور میکند(شریفی، 1392).
هوش یکی از و جالب توجه ترین فراینده های روانی است که جلوه های آن در موجودات مختلف به میزان متفاوت مشاهده می شود .واژه هوش کیفیت پدیده ای را بیان می کند که دارای حالت انتزاعی بوده و قابل رویت نیست. به علت دارا بودن چنین ویژگی تعریف آن مشکل است و از این رو تعاریف متعددی از آن ارائه شده است و بر این اساس طبقات مختلفی از انواع هوش نیز مطرح شده است. ثوراندیک ، اسپیرمن ، ترستون اشترن برگ ، گاردنر و ... افرادی هستند که انواعی از هوش را بر اساس تعاریفی که از آن ارائه کرده تدوین کرده اند. آنچه در زیر میآید، برخی از نظریههای عمده درباره هوش است که ظرف 100 سال اخیر ارائه گشتهاند.
همچنین می توانید محصولات مشابه زیر را نیز خریداری کنید:
پرسشنامه بررسی رابطه هوش عاطفی ، هوش معنوی و هوش تحلیلی
بررسی هوش عاطفی، هوش معنوی و هوش تحلیلی
بررسی رابطه بین مهارت های ارتباطی با هوش معنوی دانشجویان دختر
بررسی رابطه هوش معنوی و شادکامی در میان دانشجویان
رابطه سبک هویت وحساسیت اخلاقی با شادکامی دانشجویان
بررسی تأثیر توجه به داشتهها بر سلامتی روانی، شادکامی و رضایت از زندگی