مبانی نظری اقتصاد آموزش و پرورش

آموزش و پرورش برای توانمندکردن رهبران حال و آینده، شهروندان برای خلق راه حل‌ها و کشف روش‌های جدید برای ایجاد آینده‌ای بهتر بسیار مهم و حیاتی قلمداد می‌شود. آموزش در لغت به معنای انتقال معلومات و مهارت‌ها به دیگران است، به طوری که این معلومات و مهارت‌ها به کار آیند و موجب تحول و دگرگونی در رفتار شوند. پرورش به معنای فراهم آوردن زمینه برای شکوفایی توانایی‌های درونی و استعدادهای طبیعی است. آموزش که به عنوان وسیله یا زمینه‌ساز پرورش است، همراه با پرورش به صورت دو مفهوم مترادف معادل با واژة تربیت که آن نیز به معنای پروردن و بارآوردن است، به کار برده می‌شود. لذا آموزش و پرورش مختص انسان‌ها است (ریحانی، 1401).

آموزش و پرورش فعالیتی است که نسل بالغ، درباره نسلی که هنوز برای حیات اجتماعی نارس است به جای می‌آورد. موضوع این فعالیت عبارت است از برانگیختن و پروردن افکار و معانی و شرایط معنوی و مادی که مقتضای حیات در جامعه سیاسی و محیط خصوصی است که طفل برای زندگانی در آن، آماده می‌شود. بنابراین نقش آموزش و پرورش در جامعه آن است که کودکان را که هنوز اجتماعی نشده‌اند، متناسب با نظام اجتماعی بار آورده و برای سازگاری با محیط خاص اجتماعی‌شان آنان را به هنجار، رسوم و عادات مقتضی، مجهز سازد. بنابراین، از دید دورکیم انسان محصول جامعه است و حالت‌های جامعه در حالات افرادی که بدان تعلق دارند، بازتاب پیدا می‌کند. به نظر او آموزش و پرورش و جامعه با یکدیگر پیوند نزدیک دارند. به عبارت دیگر، هر جامعه، نظام آموزشی و پرورشی مناسب با ساختار و زمان خود پدید می‌آورد. حتی هر طبقه اجتماعی، اجتماع محلی، اجتماع شغلی، ویژگی‌های آموزشی و پرورشی مناسب خود را به وجود می‌آورند (بارکزئی، 1400).

باید به این موضوع اشاره کرد که آموزش و پرورش تعریف‌های گوناگونی دارد. گاهی فرایند کسب معرفت و علم و در مواردی نتیجه چنین فرایندی آموزش و پرورش نامیده می‌شود. نیازهای گوناگون زندگی انواع نوین آموزش و پرورش را طلب می‌کنند. شیوه‌های زندگی از نسلی به نسلی تجدید شکل پیدا می‌کنند. ولی این تجدید شکل همواره با تجارب بیشتر و انگاره‌های پیچیده‌تری همراه است. نسل‌هایی که در مدارس قدیم فقط به یادگیری خواندن، نوشتن و حساب کردن می‌پرداختند، جای خود را به نسل‌هایی سپرده‌اند که محیط‌های سازمان یافته آموزش و یادگیری، طبق برنامه‌های منظم در جریان آموزش و پرورش عمومی، فنی، تخصصی مورد نیاز جامعه قرار می‌گیرند. از این رو، شرایط جامعة متحول، مستلزم ایجاد نهاد خاصی به نام نظام رسمی یا مدرسه است تا آنچه را که نسل های گذشته در شکل ساده تر در خانواده فرا می‌گرفتند اکنون در اشکال گوناگون و پیچیده‌تر در این نهاد بیاموزند. دربارة مفهوم «آموزش و پرورش» باید در نظر داشت که آموزش و پرورش به افراد، زمان، مکان، یا عمل خاصی منحصر نیست؛ یعنی به طور مشخص آموزش و پرورش به مدرسه، کودکان و یا آموزش دروس خاصی منحصر نیست، بلکه آموزش و پرورش برای همه و در هر زمانی (ز گهواره تا گور) و هر مکانی است (ریحانی، 1401).