به عقیده سی تی مورگان و همکارانش ، خلاقیت و نوآوری و توانائي حل مسئله در بالاترین سطح فعالیتهای شناختی انسان قرار دارند و ایجاد توان خلاقیت و حل مسئله در یادگیرندگان از ارزشمندترین غایتهای پرورشی و فرهنگی می باشد زیرا تنها از راه ایجاد این توانائیهاست که می توان افراد را برای مقابله با شرائط سخت و متغییر زندگی و موقعیتهای جدید که مرتبا با آن روبرو می شوند ، آماده کرد . با درک چنین حقیقتی است که کوفی عنان دبیرکل وقت سازمان ملل متحد می گوید " هیچ چیز باشکوهتر از فراهم آوردن شرایط بهبود زندگی انسانها نیست این مهم میسر نیست مگر با ابتکار. یا بقول اوپنهامیر تنها راه سازگاری موثر در زندگی ، استفاده حداکثر از نیروی آفرینندگی است ( مویدنیا ،ص 33) . بی تردید می توان گفت فرهنگ و تمدن بشری بیش از هر چیز دیگر مدیون فکر و اندیشه انسان به ویژه جنبه خلاقانه آن است . به عبارتی شاید بتوان گفت بدون خلاقیت ، اصولا یا فرهنگ و تمدنی وجود نداشت ویا اینکه ارزشمندی و سودمندی آن هرگز به این گستردگی و جذابیت نبود ، بنابراین امکانات، رفاه و قدرت انسان نیز بسیار محدود می شد . در واقع بسیاری از دست آوردهای جالب توجه زندگی انسان در هرزمان اعم از مادی و معنوی مثل خلق آثارتاریخی ، اختراع ماشین ، ارائه نظریات علمی ، آفرینش آثار ادبی و هنری و... چیزی جز نتیجه فرآیند تفکر خلاقانه نمی باشد. بسیار جالب خواهد بود درصورتیکه ما یک نوع زندگی برای انسان تصور نمائیم که در آن خبری از خلاقیت و نوآوری نباشد طبیعی است در آن صورت دنیای ما بسیار سرد ، ساده ، ساکت ، بدون شور و شاید کم و بیش شبیه دنیای سایر موجودات زنده ( مثل دنیای حیوانات ) می بود، حتی اگر همین مقدارهوش ، توانائی و استعداد انسانی نیز وجود می داشت . بنا براين به قول شكسپير " ابتكار انسان را برتر از حيوانات قرار مي دهد" ( مويد نيا ، 1384، ص 163). در این فصل به بررسی مبانی نظری مرتبط با فرهنگ سازمانی و خلاقیت پرداخته و در انتها پیشینه تحقیق مورد بررسی قرار می گیرد.