مبانی نظری رضایت از زندگی

رضایت از زندگی و کیفیت آن در ابعاد و سطوح مختلف زندگی انسان تأثیر بسزایی دارد؛ بـرای نمونه، وجود چنین احساسی میتواند سلامت فرد و جامعه را تضمین کند و با ایجاد امیـد و خوشبینی و از بین بردن احساس ناتوانی، انزوا و بیاعتمادی در بین مردم فرآیند توسـعه را تسریع و با ایجاد احساس تعلق و تعهد اجتماعی بقای جامعه را تضمین کند (نیازی و همکاران[1]، 2015). رضایت از زندگی را میتوان مفهوم کلی و ناشی از نحوه ادراک شناختی، عاطفی شخص از کل زندگی دانست. افراد با احساس رضایت بالا از زندگی هیجانات مثبت بیشتری تجربه میکنند و از خود، گذشته، آینده و نیز از دیگران ارزیابی مثبتی دارند؛ در حالی که ارزیابی افراد با احساس رضایت پایین از زندگی نامطلوب است. آنها هیجانهای منفی مانند اضطراب و افسردگی بیشتری را تجربه میکنند (منصوری[2]، 2016).

عوامل مختلفی بر میزان رضایت از زندگی تأثیرگذارند. از بین این عوامل، متغیرهای شخصیتی تأثیر درخور توجهی بر رضایت از زندگی دارند. شخصیت شامل الگوهای ثابت فکری، عاطفی و رفتاری است (مارتین و همکاران[3]، 2021).

از بین این متغیرهای شخصیتی، صفات تاریک شخصیت، مشتمل بر سه بعد ضد اجتماعی، خودشیفتگی، ماکیاولیسم نقش مستقیمی در نحوه نگرش افراد به زندگی دارند. ماکیاولیسم، بعدی از شخصیت است که با جذابیت اجتماعی ناچیز، فقدان اخلاق متعارف، استثمار از دیگران و دنبال منافع شخصی بودن مشخص میشود (پائولوس و ویلیامز[4]، 2012).

بعد ضد اجتماعی شامل خصوصیاتی چون رفتار ضداجتماعی، نبود حس همدلی و بزهکاری است که بیشتر بر عمل و نتیجه کار تمرکز دارد. بعد دیگر که شخصیت خودشیفته است، با خصوصیاتی چون کسب قدرت، احساس تسلط، استحقاق و خودبزرگبینی مشخص میشود (لیمون و همکاران[5]، 2020).

هر سه بُعد شخصیت درجاتی از منش اجتماعی بدخواهانه همراه با گرایشهای خودخواهانه، سردی عاطفی، چندرویی و پرخاشگری دارند. صفات تاریک شخصیت سازه‌‌‌‌‌‌‌‌ای است که تمایل به تجربه بیشتر حالات هیجانی ناخوشایند مانند خشم، غم، ناامیدی و سایر هیجانات منفی را نشان می‌‌‌‌‌‌‌‌دهد. افرادی که صفات تاریک شخصیت بالایی دارند، زندگی را استرس‌‌‌‌‌‌‌‌زا درک می‌‌‌‌‌‌‌‌کنند و از حمایت‌‌‌‌‌‌‌‌های اجتماعی خود ناراضی هستند که درنتیجه، می‌‌‌‌‌‌‌‌تواند علت سطوح پایین‌‌‌‌‌‌‌‌تر رضایت از زندگی را بیان کند (ماراشی و همکاران[6]، 2017). طبق نظر اندیشمندانی مانند شولتز و شولتز (2005) شخصیت بهعنوان یکی از فاکتورهای مهم بر نوع رفتار، کنش و واکنش افراد تأثیر دارد.

بهبود رضایت از زندگی در هر جامعه ای، یکی از مهمترین اهداف سیاست های عمومی آن جامعه است. در طول سه دهه اخیر، رضایت از زندگی، به عنوان جانشینی برای رفاه مادی، به اصلی ترین هدف اجتماعی کشورهای مختلف تبدیل شده است (دنیر، 2018).

 


[1]. Niazi

[2]. Mansoori

[3]. Martin et al

[4]. Paulhus ­­­& Williams

[5]. Limon et al

[6]. Marashi et al