مبانی نظری افسردگی سازمانی

باتوجه به ارتباط نزدیک سلامت روان با بهداشت عمومی و عوامل اجتماعی موثر بر سلامت، می­توان گفت که بدون سلامت روان دستیابی به بخش­های دیگر سلامت امکان­پذیر نیست. سلامت روانی از دید سازمان بهداشت جهانی چیزی فراتر از نبود اختلالات روانی است و شامل مواردی مانند خوب بودن ذهنی، ادراک خودکارآمدی، استقلال و خودمختاری، کفایت و شایستگی، وابستگی بین نسلی و خودشکوفایی توانمندی‌های بالقوه فکری و هیجانی می­شود (سازمان بهداشت جهانی، 2001). طبق آمار متاسفانه حدود 919 میلیون نفر در سراسر جهان از اختلالات روانپزشکی رنج می­برند و در ایران نیز شیوع اختلالات روانپزشکی در کل کشور با توجه به مطالعه­ای که در سال 1390 انجام شده است 6/23 درصد و در جامعه کار و تولید با توجه به مطالعه انجام شده در سال 1395 به میزان 4/35 درصد ارزیابی شده است (سازمان بهداشت جهانی، 2003). براساس گزارش سازمان جهانی بهداشت، بیشتر اختلالات روانی قابل پیشگیری هستند. مداخلات و مراقبت­های دوره بارداری و کودکی، آموزش مهارت­های زندگی، والدی و همسری از موثرترین مداخلات در پیشگیری از اختلالات روانی هستند. رویکردهای مراقبت از بیماران روانی و آموزش خانواده­هایی که بیمار روان­پریش دارند از ضروریات این نوع خدمات محسوب شده است (دماری و همکاران، 1398).

طبق گزارش سازمان بهداشت جهانی، تقریباً 128 میلیون نفر در سراسر جهان در سال 2023 از افسردگی رنج می­بردند. جدای از علائمی مانند خلق افسرده در اکثر اوقات روز، بی­لذتی، خستگی و کاهش قابل توجه عملکردهای اجرایی (مانند حافظه، تمرکز)، یکی از ویژگی­های اصلی افسردگی پردازش اطلاعات با سوگیری منفی است. این شامل توجه گزینشی به جنبه‌های خاص (عمدتاً منفی) تجارب فرد، الگوهای تفکر سفت و سخت و مغرضانه است (ون[1] و همکاران، 2023) و مانع پردازش اطلاعات مثبت می‌شود (کوبی و گلومبوسکی[2]، 2021). نشخوار فکری، جزء رایج علائم افسردگی است و مستلزم تفکر منفی تکراری در مورد گذشته است (بوگ[3] و همکاران، 2022)، نمونه دیگر این است که چگونه می­توان شناخت­های افسردگی را از دیدگاه یک بعد زمانی مشخص کرد. از سال 2008 تا 2018، میزان ابتلا به افسردگی تقریباً 20 درصد در سراسر جهان افزایش یافت و روند افزایشی سالانه را نشان داد (بریگید[4] و همکاران، 2019). افراد افسرده معمولاً اشکال پرخاشگری متعددی را نشان می‌دهند که به درون و بیرون اشاره می‌کنند، مانند خودآزاری، خودکشی، تکان‌دهنده، بی‌قراری، که می‌تواند نه تنها به بدن و زندگی آن‌ها بلکه به زندگی دیگران نیز آسیب برساند (هیل[5] و همکاران، 2020).

 


[1] Wen

[2] Kube and Glombiewski

[3] Böge

[4] . Brygid

[5] . Hill