پذیرش روانشناختی از جمله مفاهیمی است که در چند دهه اخیر مورد توجه بسیاری از روانشناس و پژوهشگران قرار گرفته است. در طول صد سال گذشته نیز بسیاری از روانشناس این نظریه را که انسان نیازمند پذیرش روانشناختی است پذیرفتهاند (بیابانگرد، 1392).
پذیرش به عنوان یک جایگزین برای اجتناب تجربه ای است. پذیرش شامل تمایل فعال و آگاهانه برای تجربه رویدادهای غیر قابل کنترل است بدون این که تلاشی برای تغییر انجام شود، به ویژه هنگامی که این کار باعث آسیب روانی بیشتری میشود. به عنوان مثال: به بیماران مبتلا به اضطراب آموزش داده میشود که احساس اضطراب را فقط به عنوان یک احساس و به طور کامل و بدون دفاع بپذیرد. یا بیماران مبتلا به درد را تشویق میکنند که از مبارزه با درد خود، رها شوند. لازم به ذکر است پذیرش به معنای تسلیم و منفعل شدن نیست بلکه پذیرش، تمایل برای اینکه "احساسات" و "افکار" منفی را فقط به عنوان "احساسات" و "افکار" منفی ببینیم نه مطابق با واقعیت و در واقع پذیرش یعنی احساسات و افکار را به عنوان تجاربی که در هر انسانی رخ میدهد، قبول کنیم (وایت باید و کریتزر، 2010).
هدف تکنیکهای مبتنی بر پذیرش، تضعیف فراگیری حمایت اجتماعی[1] برای رفتار کردن به گونهای است که وقایع شخصی سبب رفتار میشوند و این ها باید قبل از پیگیری اهداف معنیدار زندگی، کنترل شوند. درمانگر به صورت فعالانه بافتاری را ایجاد میکند که در آن مراجع فرصت پیدا میکند، وقایع شخصی را تجربه کند، بدون اینکه در هیچ رفتاری برای کنترل کردن وقایع شخصی، درگیر شود. عدم درگیری عمدی در کشمکش برای کنترل وقایع شخصی که به عنوان اراده[2] توصیف میشود، نشان میدهد که پذیرش شامل یک فرایند فعال هدفدار است (هایس و همکاران، 2013).
در حالیکه تلاش برای کنترل کردن وقایع شخصی، عموما باعث ضعیف شدن گنجینه فرد برای تمرکز روی آن کشمکش می شود، اراده (از طریق انتخاب مکرر و آگاهانه برای عدم درگیری در آن کشمکش) دامنه پاسخهای جایگزین را افزایش میدهد، به گونهای که میتواند نتایج دیگری در پی داشته باشد (توهیگ، 2009). پذیرش نیاز به یک نگرش لاادریگرانه (ناشناسانه[3]) به وقایع شخصی دارد: آنها بیاهمیت انگاشته نمیشوند و به آنها قدرت زیادی نیز داده نمیشود، آنها فقط هستند (مک کراکن و ژائوبراین، 2012).
در فرهنگ لغات ویستر[4] (1968) از پذیرش روانشناختی به عنوان؛ الف- اعتماد و رضایت در خویشتن و ب- نظر مثبت فرد درباره خود، یاد شده است. پذیرش روانشناختی در اصطلاح عبارت از؛ ارزیابی مداوم شخص نسبت به ارزشمندی «خویشتن» خود ميباشد (اسمیت[5]؛ 1967؛ به نقل از شاملو، 1391). به عبارت دیگر پذیرش روانشناختی نوعی قضاوت مثبت به ارزشمندی وجودی میباشد. این صفت در انسان حالتی عمومی دارد و زود گذر نیست. بالبی[6]پذیرش روانشناختی را قسمتی از شخصیت میداند و اهمیت کسب امنیت در دوران کودکی را نیز به عنوان اصلی کلی و پایهای برای درونی کردن اعتبار خود متذکر میشود. همچنین پذیرش روانشناختی را میتوان چنین تعریف کرد: پذیرش روانشناختی به عنوان یک نیاز شامل احساساتی است که انسان به داشتن آن سیستم متقابل اجتماعی محتاج است. بدین معنی که ما نیاز داریم تا مشترکات احساسی خود را با دیگران رد و بدل کنیم و در درون خود احساس کنیم که با ارزشیم، همچنین احساس کنیم که دیگران ما را با ارزش میپندارند و معتقد باشیم که آنان هم با ارزشند (شاملو، 1391)
[1] Social support
[2] Willingness
[3] Agnostic
[4] Vistar
[5] Smith
[6] Balby