مبانی نظری نگرش به یادگیری دانش آموزان

نگرش مدت ­زمان طولانی است که به یکی از مفاهیم موردمطالعه در روان­شناسی و علوم رفتاری تبدیل شده است (اونی[1] و همکاران، 2017). محققان نگرش را به­عنوان ارزیابی مطلوب یا نامطلوب فرد از یک شیء یا رفتار تعریف می­کنند. این مفهوم نیز در چندین زمینه تحقیقاتی مورد مطالعه قرار گرفته است (دویدی[2] و همکاران، 2021).

همانطور که نظریه فیشبین (1961) توضیح می­دهد، مرتبط با هر باور یک «واکنش ارزشی میانجی» (یعنی یک نگرش) است. نگرش یک سازه روان­شناختی است که مدت­هاست به عنوان دارای ادبیات گسترده­ای در روان­شناسی اجتماعی شناخته می­شود و نمی­توان آن را «به عنوان ویژگی هر یک از مکتب­های فکری روان­شناختی» مفهوم­سازی کرد. با این حال، اکثر محققان نگرش موافق بودند که نگرش­ها را می­توان به سادگی به عنوان استعدادهایی برای پاسخ به یک شی نگرش معین (به عنوان مثال، محرک یا کلاس محرک) تعریف کرد. نگرش با استفاده از تئوری­ها و مدل­های مختلف موردبررسی قرار گرفته است: مدل پذیرش تکنولوژی، تئوری رفتار منطقی، مدل یکپارچه­سازی نظریه پذیرش و استفاده از فناوری و مدل یکپارچه­سازی نظریه پذیرش و استفاده از فناوری وب 2 (بایلی[3] و همکاران، 2018). باتوجه به فیشبین وآیزن (1975)، نگرش را می­توان به دو نوع اصلی تقسیم کرد: نگرش نسبت­به اشیاء و نگرش نسبت­به رفتار. علاوه­براین، نگرش را می­توان به سه بخش تقسیم نمود: شناختی، عاطفی و رفتاری. شناخت به یک فرآیند ذهنی مربوط می­شود و برای کسب هوشمند و درک آن ازطریق روش­های مختلف، مانند تجربیات و تماس­های حساس مناسب است. بعد دوم، واکنش­های احساسی افراد به­سمت یک نام تجاری یا محصولات/ خدمات آن است که این واکنش­ها یا احساسات می­تواند مثبت یا منفی باشد. درنهایت، بُعد آخر شناختی و عاطفی است زیرا منجر به استفاده یا عدم­استفاده از فناوری یا خدمات می­شود. نگرش همچنین می­تواند به ایجاد ارتباطات عاطفی با دیگر افراد منجر گردد (تینگ[4] و همکاران، 2015).

از آنجا که نگرش­ها نشان دهنده ارتباط بین "مفاهیم" و "محرک" مرتبط هستند، می­توان آن­ها را به عنوان مطلوب یا نامطلوب توصیف کرد. نگرش همچنین می­تواند با یک مفهوم شناختی کلیدی در نظریه رفتار یادگیری توضیح داده شود. شرطی­سازی کلاسک: شرطی­سازی کلاسیک به عنوان "فرآیند یادگیری که ارگانیسم­ها را وادار می­کند تا یک ارزش مثبت یا منفی را به محرک­های خنثی قبلی اختصاص دهند و بر اساس آن به آن­ها پاسخ دهند" تعریف می­شود. این بدان معنا است که برای هر مفهوم (یعنی جنبه قابل تشخیص از دنیای یک فرد، تعدادی باور وجود خواهد داشت که هر کدام با یک پاسخ ارزیابی مرتبط که منجر به مطلوبیت یا نامطلوب بودن نسبت به موضوع نگرش (یعنی یک نگرش) می­شود. تاکید بر این نکته مهم است که هر مفهومی دارای یک پاسخ ارزیابی متناظر است، زیرا اکثر محققین این واقعیت را نادیده گرفته­اند (نلسون[5]، 2022).

 


[1] . Oni

[2] . Dwivedi

[3] . Bailey

[4] . Ting

[5] . Neilson