مبانی نظری کمرویی

يكي از مواردي كه در اين دوره مي تواند آسيب هاو مشكلات جدي براي نوجوان به همراه داشته باشد كمرويي است.  كمرويي را مي توان به عنوان يك احساس ناراحتي يا بازداري درموقعيت هاي ميان فردی يا اجتماعي كه فرد را از پيگيري اهداف تحصيلي و اجتماعي اش بازمي دارد تعريف كرد. كمرويي به خود كانوني مفرط، نگراني و اشتغال ذهني مكرر همراه با افكار و احساسات مربوط يا واكنش هاي فيزيكي، شدت يافتن ضربان قلب و....منجر مي گردد (جلیلی نیکو، 1400).

كمرويي متضمن نگراني بيش از حد در رابطه با ارايه خود در موقعيت هاي اجتماعي مي باشد. نظريه ارايه خود مبتني بر اين مفروضه است كه افراد در موقعيت هاي اجتماعي، در تلاش اند تا تصاوير خود و اطلاعات مربوط به هويت شان را كنترل کنند. كمرويي، بازداري و كناره گيري اجتماعي، به كم گويي و خاموشي افراد به درگير شدن در تعاملات اجتماعي اشاره دارد (یوفس مریدانی، 1400).

 از طرفي كمرويي يك امر معمول و رايج هيجاني است كه كمتر شناخته شده است. هر فردي ترديد، دودلي و يا كمرويي را در موقعيت هاي اجتماعي جديد تجربه مي كند. با وجود اين گاهي اوقات ممكن است كمرويي در رشد اجتماعي مطلوب كودك و نوجوان تداخل ايجاد و يادگيري آنها را محدود كند. كمرويي يك احساس مهم و همگاني است كه ممكن است گسترش يافته و توسط افراد به عنوان مكانيزم سازگاري براي كنار آمدن با تحريك اجتماعي جديد مورد استفاده قرار گيرد( موندلزی و  یورکوفسکی[1]،2024). كمرويي مي تواند به سبب كاهش ارتباط چشمي و فيزيكي متقابل و توداري و ساكت بودن، از طريق مشاهده مورد تشخيص قرار نگيرد. گفتار فرد كمرو اغلب نرم، ملايم و همراه با لرزش و ترديد است(شو و وانگ[2]، 2024). زيمباردو و هندرسون[3] (1996) كمرويي را اينگونه تعريف مي كنند: كمرويي يك توجه افراطي به خود، اشتغال ذهني افكار،احساسات و واكنش هاي فيزيكي خود است كه مي تواند حداقل شامل يك ناراحتي اجتماعي ضعيف تا يك ترس اجتماعي بازدارنده و شديد باشد(موندلزی و یورکوفسکی، 2024).كمرويي يك توجه غير عادي و مضطربانه به خويشتن در يك موقعيت اجتماعي است كه در نتيجه آن فرد دچار نوعي تنش رواني-عضلاني شده،شرايط عاطفي و شناختي اش متاثر مي گردد و زمينه بروز رفتارهاي خام،ناسنجيده و واكنش هاي نامناسب در وي فراهم مي شود. به ديگر سخن پديده كمرويي به يك مشكل رواني اجتماعي و آزاردهنده شخصي مربوط مي شود كه به صورت يك ناتواني يا معلوليت ظاهر مي گردد(لیو حسن پور، 1403).

 


[1] . Mundelsee,  Jurkowski

[2] . Xu, Wang

[3] . Zimbardo , Henderson