تاریخچه یادگیری در حد تسلط به تغییرات و تحولات آموزشی در طول زمان مربوط میشود. در طول تاریخ، مفاهیم مختلفی از یادگیری و روشهای آموزشی مطرح شدهاند که یادگیری در حد تسلط نیز یکی از آنهاست. در دوران باستان، تعلیم و آموزش بیشتر مبتنی بر روشهای شفاهی و مشاهدهای بود. فلاسفه یونانی مانند افلاطون و ارسطو به اهمیت تفکر و تعقل در یادگیری تأکید داشتند. در این دوران، یادگیری بیشتر بر اساس فلسفه و منطق بود و بیشتر شامل فهم عمیق مفاهیم فلسفی و اخلاقی میشد. در قرون وسطی، آموزش بیشتر در دست کلیسا و نهادهای مذهبی بود و به یادگیری متون دینی و اصول مذهبی اختصاص داشت. در این دوران، روشهای آموزشی همچنان به صورت حفظی و مبتنی بر تکرار بود، اما همچنان تأکید بر درک عمیق مفاهیم نیز وجود داشت. در دوره رونسانس (قرن 14 تا 17 میلادی)، توجه به علوم انسانی، هنر و تحقیق بیشتر شد. فرانسیس بیکن و رنه دکارت از فلاسفه بزرگ این دوران بودند که به اهمیت تجربه و آزمایش در یادگیری تأکید میکردند (فیلگونا و همکاران، 2017). این دوره آغازگر تحولات مهمی در تفکر آموزشی بود. در قرن نوزدهم، با پیشرفتهای علمی و صنعتی، آموزش به شکلی سیستماتیکتر سازماندهی شد. در این دوران، رویکردهایی مانند پیاژه و جان دیویی در زمینه روانشناسی و آموزش مطرح شدند. جان دیویی به ویژه بر اهمیت آموزش تجربی و حل مسائل واقعی تأکید میکرد و اعتقاد داشت که یادگیری باید مبتنی بر تجربههای واقعی و کاربردی باشد. مفهوم یادگیری در حد تسلط برای اولین بار به طور رسمی توسط بنجامین بلوم در دهه 1970 مطرح شد. بلوم در مقالهای با عنوان "یادگیری در حد تسلط" نشان داد که دانشآموزان میتوانند در صورت دریافت آموزشهای دقیق و تمرینهای مستمر، مفاهیم را به شکلی عمیق و کامل درک کنند. او معتقد بود که با استفاده از روشهایی مانند آموزش تدریجی و ارزیابیهای مستمر، میتوان به همه دانشآموزان فرصت یادگیری در حد تسلط را داد. در دهههای اخیر، به ویژه با رشد فناوریهای آموزشی، مفهوم یادگیری در حد تسلط به ابعاد جدیدی گسترش یافته است. استفاده از تکنولوژیهای آموزشی، مانند آموزش آنلاین و سیستمهای یادگیری هوشمند، این امکان را فراهم کرده که افراد در هر زمانی و هر مکانی بتوانند آموزش ببینند و به تسلط کامل در مفاهیم دست یابند. در نهایت، یادگیری در حد تسلط به عنوان یک رویکرد آموزشمحور، توانسته است تأثیر زیادی بر روشهای تدریس و یادگیری بگذارد. این رویکرد بر اساس تحقیقاتی که در دهههای اخیر انجام شده، به دنبال این است که تمام افراد بتوانند بدون توجه به پیشزمینههای آموزشیشان، به سطح بالایی از درک و تسلط برسند. یادگیری در حد تسلط به معنای دستیابی به سطحی از درک و توانایی است که فرد بتواند موضوع یا مهارتی را به صورت کامل و عمیق درک کرده و قادر به استفاده مؤثر از آن در شرایط مختلف باشد.