مبانی نظری اشتیاق شغلی

اولین تعریف دقیق از اشتیاق شغلی را شوفلی و همکاران در سال 2001 ارائه دادند و آن را به‌عنوان حالتی رضایت‌بخش و مثبت نسبت به شغل با سه بعد انرژی، فداکاری و شیفتگی معرفی کردند (پورحیدر و همکاران، 1400). اشتیاق شغلی نه‌تنها سلامت روان و جسم کارکنان را تضمین می‌کند، بلکه باعث ایجاد انسجام و وحدت میان آن‌ها می‌شود که منجر به نتایج مطلوب برای فرد و سازمان خواهد شد (پورحیدر و همکاران، 1400). این نتایج شامل کاهش فرسودگی شغلی، نگرش مثبت نسبت به کار، عملکرد بهتر، افزایش خودکارآمدی و بهره‌مندی از منابع شغلی است که به نفع سازمان نیز عمل می‌کند. از آنجا که کار بخش مهمی از زندگی و رفاه افراد است، اشتیاق به کار اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا کیفیت زندگی و سلامت روانی و جسمی افراد را تحت تأثیر قرار می‌دهد. گرچه بیشتر افراد به دلیل نیاز مالی ناگزیر به کار هستند و کار را اجبار می‌دانند، تجربه‌های فردی نسبت به شغل متفاوت است و برخی افراد آن را بخشی از هویت خود می‌دانند (شارما و شارما، 2018). انرژی شغلی به معنای داشتن سطح بالای انرژی و انعطاف‌پذیری ذهنی، فداکاری یعنی درگیر شدن عمیق و احساس اهمیت در کار و شیفتگی به معنای تمرکز کامل و غرق شدن در انجام وظایف است (عالیشوندی، 1402). هالبرگ و شائوفلی (2006) اشتیاق شغلی را شاخص سلامت روانی در محیط کار می‌دانند و معتقدند کارکنان مشتاق با انعطاف‌پذیری بالا و ابتکار عمل، به نوآوری و پیشرفت سازمان کمک می‌کنند (دورکسن و همکاران، 2017). اشتیاق شغلی یکی از مهم‌ترین مولفه‌های سلامت روان و رفاه کارکنان در سازمان‌های دانش‌محور و مستعد است که نقش کلیدی در حفظ کارکنان ارزشمند و افزایش عملکرد سازمان دارد. این مفهوم به حالت مثبت و رضایت‌بخش فرد نسبت به کار و حرفه‌اش اشاره دارد که با انرژی، فداکاری و شیفتگی در فعالیت‌های شغلی همراه است (شوفلی و همکاران، 2001). کارکنان مشتاق با سطوح بالای اشتیاق شغلی، انعطاف‌پذیری ذهنی، عملکرد بهتر، نگرش مثبت به شغل و خودکارآمدی بیشتر را تجربه می‌کنند که نهایتاً به نتایج مطلوب برای سازمان و فرد منجر می‌شود (پورحیدر و همکاران، 1400). کارکردن برای بیشتر افراد یک ضرورت است، اما تفاوت در تجربه‌های فردی باعث می‌شود که کار از یک اجبار صرف به جلوه‌ای از هویت فردی تبدیل شود. اشتیاق شغلی علاوه بر تأثیر بر کیفیت زندگی و سلامت روانی، از طریق افزایش انگیزه و تعهد، سبب بهبود عملکرد و خلاقیت کارکنان شده و به کاهش فرسودگی شغلی کمک می‌کند (شارما و شارما، 2018؛ دورکسن و همکاران، 2017). اشتیاق شغلی در روانشناسی مثبت‌نگر به عنوان نقطه مقابل فرسودگی شغلی شناخته می‌شود و بهبود آن می‌تواند موجب افزایش سلامت روانی، کاهش روان‌رنجوری و ارتقای خودکارآمدی شود (عالیشوندی، 1402؛ هالبرگ و شائوفلی، 2006). سازمان‌ها می‌توانند با ایجاد محیط‌های حمایتی و فرصت‌های رشد، اشتیاق کارکنان را افزایش دهند و به این ترتیب عملکرد و نوآوری را ارتقا دهند. در نهایت، اشتیاق شغلی نتیجه تعامل فرد با شرایط کاری است که با تمایل و علاقه درونی کارکنان شکل می‌گیرد. فشار بی‌رویه و اجباری به کارکنان نتیجه‌ای جز کاهش بهره‌وری ندارد، در حالی که اشتیاق ناشی از علاقه و انگیزه درونی، منجر به موفقیت‌های بیشتر شغلی می‌شود (عالیشوندی، 1402).