مبانی نظری اعتیاد به فضای مجازی

فضای مجازی به مجموعه‌هایی از ارتباطات درونی انسان‌ها از طریق کامپیوتر و وسایل مخابراتی، بدون در نظر گرفتن جغرافیای فیزیکی گفته می‌شود؛ به عبارت دیگر فضای مجازی، امروزه به هر چیز مرتبط با اطلاعات و اینترنت گفته می‌شود که از طریق انبوه شبکه‌های ارتباطی الکترونیک، خلق شده و قادر است کاربران را در هر تعداد و موقعیت جغرافیایی، پوشش دهد. این فضا، قلمرو وسیع و بکری است که برای ساکنان خود امکانات، آزادی‌ها، فرصت‌ها، دلهره‌ها، آسیب‌ها و محدودیت‌های نوینی را به همراه دارد (چنگ و لئو[1]، 2020).

اعتیاد به فضای مجازی در واقع نوعی مکانیزم گریز روان‌شناختی برای اجتناب از مشکلات واقعی و ادراک شده محسوب می‌شود و می‌تواند زمینه تخریب سلامت روابط و در نهایت روح و روان افراد را فراهم نماید (مأمون[2] و همکاران، 2021).

اعتیاد به فضای مجازی با اجتناب یا رهایی از استرس‌های روانی، مشکلات روان‌شناختی مانند هیجانات منفی، ناپایداری هیجانی، اضطراب، استرس مدام و پرخاشگری، عزت نفس ضعیف، کاهش سلامت روان ارتباط دارد (گوپتا[3] و همکاران، 2018).

اعتیاد به اینترنت یک اعتیاد رفتاری است که در آن فرد به استفاده از اینترنت یا سایر وسایل آنلاین به عنوان روشی ناسازگار برای مقابله با استرس های زندگی وابسته می شود. اعتیاد به اینترنت به طور گسترده به رسمیت شناخته شده است، به ویژه در کشورهایی که تعداد زیادی از مردم را تحت تاثیر قرار داده است، مانند کره جنوبی، که در آن به عنوان یک مشکل بهداشت ملی اعلام شده است. اعتیاد به اینترنت، که اغلب به عنوان اختلال اعتیاد به اینترنت شناخته می شود، یک وضعیت شناخته شده در آخرین ویرایش راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی نیست. اعتیاد به اینترنت به تعامل بیش از حد و اجباری با دنیای آنلاین اشاره دارد. افرادی که ممکن است کنترل خود را در سپری کردن زمانشان در دنیای آنلاین، از دست بدهند، تمایل دارند اینترنت را بالاتر از تعهدات مهمی مانند فرزندپروری، کار یا فعالیت های اجتماعی سرگرم کننده قرار دهند. وسواس یک فرد به اینترنت می تواند به طور منفی در فعالیت ها و مسئولیت های روزانه، روابط و خلق و خو شخص تداخل ایجاد کند (رشیدی، 1402).

استفاده بیش از حد از فضای مجازی می‌تواند مشکلات جدی از قبیل مشکلات جسمی و روانی داشته و کارکرد روانی – اجتماعی را دچار اختلال کند (جیا[4] و همکاران، 2017) و همچنین منجر به مشکلات تحصیلی، شغلی و اختلال در زندگی فرد شود (اورن[5] و همکاران، 2019).

 


[1] Cheng & Liu

[2] Mamun

[3] Gupta

[4] Jia

[5] Evren