ادبیات نظری سواد رسانه‌ای

تاکنون تعاریف مختلفی در وصف سواد رسانه‌ای به کار رفته است. هرچند مفهوم، ابعاد، مؤلفه‌ها و شاخص‌های بیشتر این تعاریف ایده‌ها و خطوط راهنمای محوری مشترکی دارند؛ با این همه تفاوت‌هایی نیز در این میان دیده می‌شود (بخورست[1]، 2012). تفاوت‌هایی که کارمایه آنها معطوف به نظام سیاست‌های فرهنگی و ارتباطی است. به سخن دیگر، این تمایزات تا حدود زیادی ریشه در نیازهای هدف‌های مختلف، نظام‌های آموزشی، شرایط منطقه، ملیت، اجتماعات، افراد، گروه‌ها، اصناف، احزاب، اقلیت‌ها، گروه‌های فشار و غیره دارند (گندینا[2]، 2013). چه آن که این قبیل سیاست‌های وارداتی تنها در پیوستاری تعاملی با عرف و زیست بوم ملی نشان از موفقیت را به ارمغان می‌آورد. از این منظر تعاریف مختلف، تجارب متنوعی را پیش رو قرار می‌دهد و در بررسی‌های تطبیقی مفید، خواهند بود. اصطلاح "سواد رسانه‌ای" برای افراد مختلف معانی متفاوتی دارد. به طور سنتی، سواد رسانه‌ای به توانایی تحلیل و ارزیابی آثار مربوطه و به طور گسترده‌تر به ایجاد ارتباط مؤثر از طریق نگارش خوب اطلاق می‌شود. طی نیم قرن گذشته، سواد رسانه‌ای شامل توانایی تحلیل شایسته و به کارگیری ماهرانه روزنامه نگاری چاپی، محصولات سینمایی، برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی و حتی اطلاعات و مبادلات رایانه‌ای (از جمله تعاملات زمان واقعی از طریق شبکه جهانی اینترنت) شده است (گوتیرز مارتین و تاینر[3]، 2012).

اندیشمندان ژاپنی نیز با الگوبرداری از کشور کانادا، تعاریف مختلفی را تبیین کرده‌اند. میدوری سوزوکی، سواد رسانه‌ای را ابزاری برای توانمند ساختن شهروندان برای انجام تحلیلی انتقادی و ارزیابی رسانه‌ها در بافت اجتماعی، دسترسی به رسانه‌ها، برقراری اشکال متعدد ارتباط به شکل‌های مختلف و ایجاد موضوعی انتقادی می‌داند (گریزل[4]، 2019). شین میز و کوشی سواد رسانه‌ای را توانمندی‌های چندگانه‌ای توصیف می‌کند که به کمک آن مردم، اطلاعات را از طریق رسانه‌ها دریافت و به طور انتقادی تفسیر می‌کنند و افکار و عقاید و توانمندی خویش برای طراحی ذهنی رسانه‌ها را باز تولید می‌نمایند (هابس[5]، 2010). همچنین برخی، توانایی و قدرت دسترسی، تحلیل، ارزیابی و انتقال اطلاعات و پیام‌های رسانه‌ای که می‌توان در چارچوب‌های مختلف چاپی و غیر چاپی عرضه نمود را سواد رسانه‌ای می‌گویند. سواد رسانه‌ای توانایی بررسی و تحلیل پیام‌هایی است که خبر می‌دهند، سرگرم می‌کنند و پیام‌هایی که به ما تحمیل می‌شوند (کورانگول[6]، 2013).

 


[1] Boekhorst

[2] Gendina

[3] Gutiérrez Martín & Tyner

[4] Grizzle

[5] Hobbs

[6] Kurbanoglu