مبانی نظری هزینه بدهی

ادامه حیات شرکت‌ها بستگی به منابع مالی موجود و قابل تامین دارد. یکی از مهم‌ترین منابع مالی، تأمین مالی از طریق بدهی است. شرکت ها از طریق بدهی ها و حقوق صاحبان سهام، منابع مالی را تأمین می کنند و آن ها را در دارایی ها به کار می‌گیرند. هزینه‌ای که شرکت‌ها بابت وجوه تأمین شده از طریق وام یا انتشار اوراق مشارکت بلندمدت متحمل می شوند، هزینه بدهی نام دارد. هزینه بدهی در واقع نشان‌دهنده بازده مورد انتظار وام دهندگان نیز محسوب می‌شود (زارعیان و همکاران، 1403).

هزینه بدهی به عنوان نرخ بازدهی تعریف می‌شود که شرکت باید به تأمین‌کنندگان منابع استقراضی (اعم از وام‌دهندگان و دارندگان اوراق قرضه) پرداخت کند تا آنها را متقاعد به سرمایه‌گذاری در شرکت نماید. این هزینه معمولاً به صورت نرخ بهره موثر قبل از کسر مالیات یا پس از آن بیان می‌شود و منعکس‌کننده ریسک عدم پرداخت تعهدات توسط شرکت است (رحیمی دستجردی و ایزدی نیا، ۱۳۸۶). از دیدگاه اعتباردهندگان، هزینه بدهی معادل نرخ بازده مورد انتظار آنها است که بر اساس ریسک اعتباری شرکت و شرایط بازار تعیین می‌گردد. هرچه ریسک شرکت بالاتر باشد، نرخ بازده مورد انتظار اعتباردهندگان بیشتر و در نتیجه هزینه بدهی برای شرکت افزایش می‌یابد (کراکن، ۲۰۰۴). هزینه بدهی در محاسبه میانگین موزون هزینه سرمایه (WACC) مورد استفاده قرار می‌گیرد و بر ارزش‌گذاری شرکت و تصمیمات سرمایه‌گذاری اثر مستقیم دارد. علاوه بر این، مزایای مالیاتی مرتبط با بهره پرداختی، هزینه موثر بدهی را پس از کسر مالیات کاهش می‌دهد (مودیگینی و مولر[1]،1963).

با توجه به اینکه در کشور ایران اخذ تسهیلات بانکی برای منبع مالی از ارزان‌ترین و آسان‌ترین راه‌های تأمین مالی است و همچنین، نسبت به سایر منابع مالی، پذیرفتنی‌ترین هزینه مالیاتی است و قسمتی از این هزینه‌ها ا طریق کاهش مالیات پرداختی به‌نوعی به واحد تجاری برگشت داده می‌شود، بیشتر شرکت‌ها هزینه بدهی بالایی دارند یا به عبارتی اهرمی هستند (احمدپور و همکاران، 1389). مزیت مهم هزینه بدهی نسبت به سایر منابع تأمین مالی این است که جزء هزینه‌های قابل قبول مالیاتی می‌باشد؛ بنابراین قسمتی از این هزینه‌ها از طریق صرفه جویی در مالیات پرداختی به واحد تجاری برگشت داده می‌شود و مزیت دیگر آن این است که نسبت به سهام عادی و ممتاز یک منبع تأمین مالی نسبتاً ارزان قیمت‌تر محسوب می‌شود. از طرفی هزینه بدهی نشان‌دهنده فشار و ضعف مالی، نماینده بدهی و تضاد نمایندگی بین مدیران و سرمایه‌گذاران و اعتبار دهندگان یا بین گروه‌های مختلف سرمایه‌گذاران است (احمدپور، 1389). تأمین مالی از طریق بدهی به علت صرفه جویی مالیاتی و نرخ پایین تر آن در مقایسه با بازده مورد انتظار سهامداران، راه حل مطلوب تری برای تأمین مالی محسوب می شود؛ اما آنچه برای اعتباردهندگان در خصوص اعطای وام و اعتبار اهمیت دارد، توان پرداخت اصل و بهره وام و اعتبارات پرداختی توسط وام گیرنده می باشد (نجفیان، 1401).

 


[1] Modigliani & Miller