ادبیات نظری و پیشینه خودکارآمدی کارآفرینانه

خودکارآمدی از جنبه‌های گوناگون کارآفرینی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. خودکارآمدی این‌گونه تعریف می‌شود: باور به این‌که فرد توانایی انجام وظیفه‌ای را دارد و می‌تواند به‌طور مفید از این مهارت‌ها برای دستیابی به هدف مورد نظر استفاده کند. بنابراین، باور خودکارآمدی، اعتقاد به انجام دادن کاری است که فرد را وادار به اقدام می‌کند، در او اراده شکل می‌گیرد و تصمیم به عمل می‌گیرد (آیینی، 1390). چن[1] و همکاران خودکارآمدی را برآورد و تخمین فرد از توانایی‌های خود می‌دانند که برای جمع بین انگیزه، منابع شناختی و فرآیند عمل استفاده می‌شود تا بر حوادث زندگی کنترل بیشتری داشته باشد. طبق نظر برخی صاحب‌نظران، قصد کارآفرینانه پیش‌درآمد و عامل مؤثر بر رفتار کارآفرینی است. لذا می‌توان چنین استنباط نمود که فرد با باور به خودکارآمدی بالا، با نیت بیشتر و مصمم‌تر برای راه‌اندازی یک کسب‌وکار جدید پیش‌قدم خواهد شد (آیزن[2]، 2002).

خودکارآمدی موفقیت در کسب‌وکار را پیش‌بینی می‌کند و مبتکرانی را که می‌توانند حوزه‌های جدید کسب‌وکار را آغاز نمایند، مشخص می‌سازد. خودکارآمدی یک ساختار انگیزشی است که به‌تدریج با تجربیات فرد اندوخته می‌شود. به‌علاوه، خودکارآمدی می‌تواند موفقیت‌ها، اهداف و دوام فرد را تحت تأثیر قرار دهد. خودکارآمدی در حقیقت دیدگاه افراد پیرامون شانس آن‌ها برای موفقیت در انجام وظایفشان است. یکی از جنبه‌های مهم در خودکارآمدی، دامنه وظایف فرد است. یک فرد ممکن است در یک حوزه خودکارآمدی بالایی داشته باشد اما در حوزه‌های دیگر چنین نباشد. باورها در خودکارآمدی فرد، میزان

 

 انرژی فرد در انجام وظایف و مدت زمان مقاومت او در برابر مشکلات و موانع را تعیین می‌کنند. افرادی که باورهای قوی‌تری به ظرفیت‌های خود دارند، در مواجهه با چالش‌ها و موانع مقاوم‌تر هستند (آیزن، 2020).

 


[1] chen

[2] Ajzen