فرسودگی عاطفی واکنشی بلندمدت به عوامل مزمن فشارهای هیجانی و بینفردی در محیط کار است (گرینیر[1] و همکاران، 2021). بدون شک، توافق کلی بر روی سه عنصر اصلی تجربه فرسودگی وجود دارد، یعنی: فرسودگی هیجانی، بیتفاوتی یا شخصیزدایی، و کاهش احساس موفقیت شخصی. مهمترین این سه عنصر، فرسودگی هیجانی است که ابتدا در روند فرسودگی رخ میدهد و به ترتیب به افزایش بیتفاوتی و کاهش حس تحقق فردی منجر میشود (ژای و درخشان[2]، 2021). فرسودگی هیجانی به معنای احساس فرسودگی و کاهش منابع هیجانی تعریف میشود. شخصیزدایی به عنوان احساس فاصله شناختی، بیتوجهی یا بدبینی نسبت به مراجعان کاری فرد توصیف میشود. کاهش موفقیت شخصی شامل احساس ناکارآمدی در انجام موفقیتآمیز وظایف کاری و فقدان حس تحقق فردی است (ویرتانن[3] و همکاران، 2020). عنصر شخصیزدایی بعد بینفردی فرسودگی را نشان میدهد که واکنشی منفی یا بیش از حد تفکیکشده نسبت به جنبههای مختلف کار است. بدبینی به تلاشهایی گفته میشود که فرد برای ایجاد فاصله بین خود و مراجعان کاری از طریق نادیده گرفتن فعال ویژگیهایی که آنها را متمایز و جذاب میکند، انجام میدهد (فتحی[4] و همکاران، 2020). فرسودگی در آموزگاران شاخصی مخرب برای بهبود کیفیت رابطه بین آموزگار و یادگیرنده است (مادیگان و کیم[5]، 2021). به همین ترتیب، همر و همکاران (۲۰۰۸) رابطه سازندهای بین ناراحتی آموزگاران و تعارضات آموزگار–یادگیرنده توصیف کردند. یون (۲۰۰۲) ارتباطی بین میزان اضطراب آموزگاران و نرخ روابط مخرب آموزگار–یادگیرنده نشان داد. در نهایت، جنینگز و گرینبرگ (۲۰۰۹) بر تضاد فرسودگی آموزگاران تأکید کرده و نقش سلامت روان آموزگاران را در شکلگیری روابط سالم آموزگار–یادگیرنده برجسته کردند، روابطی که به نوبه خود پیشبینیکننده نتایج یادگیرندگان مانند موفقیت و انگیزه هستند. بروز فرسودگی عاطفی که ناشی از قرارگیری طولانیمدت در معرض عوامل مختلفی است که باعث استرس در فرد در حین انجام فعالیتهای کاری او میشود (شاکلتون[6] و همکاران، ۲۰۱۹)، بهعنوان یک پدیده مرکب از سه بُعد شناخته میشود: خستگی عاطفی، دپرسونالیسازی یا بدبینی، و عدم تحقق شخصی. با این حال، خستگی عاطفی نخستین بُعدی است که مسلاچ در توصیف سندرم فرسودگی شغلی مطرح کرد و بسیاری از نویسندگان آن را بهعنوان عامل اصلی این سندرم، یعنی کانون اصلی فرسودگی شغلی، توصیف کردهاند. خستگی عاطفی به احساس خستگی، کسالت و فرسودگی اشاره دارد؛ احساسی که در آن فرد قادر به ارائه بیشتر از توان خود نمیباشد، بهدلیل حجم بالای کارهایی که بر دوش او قرار دارد و از دست دادن منابع عاطفی برای مقابله با این بارها. این وضعیت زمانی بروز میکند که فشار زیادی به فرد وارد شده و احساس کمبود منابع عاطفی و جسمی برای مقابله با آن فشارها وجود دارد.
[1] Greenier
[2] Xie& Derakhshan
[3] Virtanen
[4] Fathi
[5] Madigan& Kim
[6] Shackleto