
مسئله باز-پاسخ یک آموزش است که در آن دانشآموزان با حل مسائل دنیای واقعی یا باز میآموزند.ساوری (2015) مسئله باز-پاسخ را به عنوان یک رویکرد آموزشی (و برنامه درسی) یادگیرنده محور تعریف میکند که یادگیرندگان را برای انجام تحقیق، ادغام تئوری و عمل، و به کارگیری دانش و مهارتها برای ایجاد راه حل مناسب برای یک مشکل تعریف شده، توانمند میکند. مسئله باز-پاسخ به آموزشهای دیگر مانند یادگیری مبتنی بر پروژه مرتبط است، که شباهتهایی را به آنها ارائه میدهد، مانند این واقعیت که هر دو بر روی سؤالات باز تمرکز میکنند، کاربردهای معتبری از محتوا و مهارت ها ارائه میدهند، به ایجاد مهارتهای قرن 21 کمک میکنند، بر استقلال و تحقیق دانشآموز تأکید میکنند. و طولانیتر و چندوجهی تر از درسها یا تکالیف سنتی هستند (لارمر[1]، 2014).
با این حال، فعالیتهای مسئله باز-پاسخ تمایل دارند بر مشکلات مقیاس کوچکتر تمرکز کنند که راهحلهای از قبل موجود برای آنها ممکن است وجود داشته باشد، و معمولاً در چارچوب یک ماژول واحد اعمال میشوند. مطالعات مختلف تحقیقاتی مسئله باز-پاسخ را در ماژولهای مختلف مانند علوم کامپیوتر، نرم افزارهای کاربردی (تسای[2] و همکاران، 2013)، علوم زمین (لاولس و برون[3]، 2015)، مدیریت مراقبتهای بهداشتی و آموزش پیراپزشکی (بیومونت[4] و همکاران، 2014) یا تولید کتابهای الکترونیکی (تسای[5] و همکاران، 2015) به کار بردهاند. در سراسر جهان، مراکز آموزشی و مدارس از رویکردهای یادگیری مبتنی بر مسئله باز- پاسخ استقبال میکنند (اسچمیت[6]، 2019). دلیل این امر این است که این روش آموزشی دانشآموزان را در یادگیری خود تشویق میکند تا دانشآموزان را به رویکردی عمیق برای مطالعه وادار کند (دولمانس[7] و همکاران، 2019).
چهار اصل اساسی یادگیری در پشت یادگیری مبتنی بر مسئله باز- پاسخ این است که یادگیری باید سازنده، خود تنظیم، مشارکتی و زمینهای باشد. این اصول یادگیری باید یادگیری عمیق را تقویت کند. مروری بر ادبیات یادگیری مبتنی بر مسئله باز- پاسخ، که در آن بیست و یک مطالعه گنجانده شده است، به نظر میرسد با این نتیجهگیری که یادگیری مبتنی بر مسئله باز- پاسخ یادگیری عمیق را تقویت میکند، این گفته را تایید میکند. روشهای جدیدی از آن زمان توسعه یافتهاند و ممکن است برای تقویت اجرای فعلی یادگیری مبتنی بر مسئله باز- پاسخ مفید باشند. رویکرد یادگیری مبتنی بر مسئله باز- پاسخ با هدف دستیابی به دو هدف آموزشی است: کسب مجموعهای یکپارچه از دانش مرتبط با مشکلات و توسعه یا به کارگیری مهارتهای حل مسئله به عنوان یک دانشآموز. برای مثال، استفاده از رویکرد یکسان هر بار به جای تحریک و به چالش کشیدن دانشآموزان، بهطور گامبهگام در روال معمول تغییر میکند. در آموزش، مراحل مهمی نادیده گرفته میشوند. بنابراین، یکپارچهسازی و به کارگیری دانش اکتسابی جدید دشوار تلقی میشود. دانشآموزان مایلند خلاقیت و انعطاف بیشتری را در عملکرد یادگیری مبتنی بر مسئله باز- پاسخ ببینند. نیاز به آموزش در گروههای کوچک به جز گروههای آموزشی هفت مرحلهای وجود دارد (ادلاب[8]، 2018).
[1] Larmer
[2] Tsai
[3] Lawless & Brown
[4] Beaumont
[5] Tsai
[6] Schmidt
[7] Dolmans
[8] Edlab