مبانی نظری ادغام زنجیره تامین

ادغام زنجیره تأمین، در ارتباط با نوآوری، بازارگرایی توسعه‌یافته و رشد تحقیقات یکپارچگی دانش است و شواهد موجود، مزایای هماهنگی داخلی و خارجی، در طراحی و توسعه محصولات را برجسته می‌کند (مستقل[1] و همکاران، 2019). یک سازمان زمانی دارای سطح بالایی از یکپارچگی با مشتریان است که سیستم­های اطلاعاتی آن با مشتریان در ارتباط باشد، طرفیت قابلیت دسترسی به اطلاعات صحیح و در زمان واقعی را داشته باشند و ابزار صحیح ارتباطات میان طرفین موجود باشد. در طی چند سال اخیر و در مطالعات گوناگون، زنجیره تأمین و ادغام آن به یک سازه اصلی و مهم مرتبط با عملکرد سازمانی تبدیل شده است زیرا محیط امروزی کسب­وکار بین­المللی بسیاری از شرکت­ها را به تمرکز بر کسب مزیت رقابتی از طریق زنجیره تأمین مجبور می­کند. ادغام زنجیره تأمین موضوع مهمی برای محققان درنظر گرفته شده است به این دلیل که باعث بهبود و رشد عملکرد زنجیره تأمین شرکت­ها می­گردد. شبکه زنجیره تأمین از تأمین­کنندگان، تولیدکنندگان و توزیع­کنندگانی تشکیل شده است که از طریق آن مواد خام به محصولات نهایی تبدیل شده و درنهایت به مشتری تحویل داده می­شود (تاوانا[2] و همکاران، 2013). ادغام زنجیره تأمین را می­توان به­عنوان حدی که یک تولیدکننده به­طور استراتژیک با شرکای زنجیره تأمین خود همکاری می­نماید و به­طور مشارکتی فرایندهای درون­سازمانی و میان­سازمانی را مدیریت می­کند، تعریف کرد (فلاین[3] و همکاران، 2010). در کلی­ترین حالت، حلقه­های زنجیره تأمین از یک­طرف با تأمین­کنندگان مواد اولیه و از طرفی دیگر با مشتریان مرتبط هستند. یکپارچه­سازی زنجیره تأمین، بینش طراحی را توسعه بخشیده و سرعت توسعه محصولات را شتاب می‌بخشد (بلامی[4] و همکاران، 2014). ادغام زنجیره تأمین، عرضه به ‌موقع محصولات را تسهیل بخشیده، امکان جایگزینی قوی‌تری را برای محصولات جدید، فراهم می‌کند، و سازگاری بهتری با ویژگی‌های محصولات را تضمین می‌کند. زنجیره تأمین شبکه‌ای از امکانات و گزینه‌های توزیع است که توابع زیر را انجام می‌دهد: تهیه مواد، تبدیل این مواد به محصولات میانی و نهایی و توزیع این محصولات نهایی بین مشتریان (روحانی و همکاران، 1393). زنجیره تأمین ادغام­شده می­تواند با اثربخشی مثبت بر اجزا و عناصر آن از جمله نیروی انسانی باعث افزایش عملکرد، رضایت مشتریان یا کارکنان و کاهش بدبینی و کسب مزیت رقابتی گردد (چاکرابرتی[5] و همکاران، 2014). یکی از نکات کلیدی در ادغام زنجیره تأمین این است که زنجیره تأمین باید به­­عنوان یک کل منسجم در نظرگرفته شود؛ بنابراین، زمانی­که مدیران شرکت درصدد اتخاذ یک تصمیم فردی در یکی از بخش­های زنجیره تأمین از قبیل تدارکات، تولید و یا توزیع هستند، باید توجه داشته باشند که راه­ حل انتخابی باعث بهینه­سازی کل زنجیره تأمین گردد. به­طوری­که چاپرا و میندل[6] (2001) نیز با تأکید بر حداکثر نمودن ارزش کل در زنجیره تأمین، عنوان می­نمایند که توجه به تمام بخش­های زنجیره تأمین به­‌صورتی کل منسجم در تأمین منافع متقابل اعضای مختلف زنجیره تأمین مؤثر است (آریان‌پور، 1398).

 


[1] . Mostaghel

[2] . Tavana

[3] . Flynn

[4] . Bellamy

[5] . Chakraborty

[6]. Chopra &Meind