تجارت الکترونیک واژهای است که امروزه در مقالات و متون بازرگانی و تجاری و رسانههای عمومی بسیار به گوش میرسد. این پدیده نوین، به دو علت نوپا بودن و کاربردهای آن در زمینههای بسیار متنوع فعالیت، نزد مراجع گوناگون تعاریف مختلفی دارد. همچنین تجارت الکترونیک پدیدهای چند رشتهای است که از طرفی با پیشرفتهترین مفاهیم فناوری اطلاعات و از سوی دیگر با مباحثی مثل بازاریابی، فروش، مباحث مالی، اقتصادی و حقوقی، پیوستگی زیادی دارد. از این رو، تعابیر متفاوتی از آن بدست میآید. در جهان امروز تكنولوژي با سرعت بسيار زيادي در حال رشد است و تمامي كشورها ازجمله كشورهاي درحالتوسعه و توسعهیافته براي به دست آوردن توان رقابتي و افزايش رفاه، ملزم به رشد در حوزههای تكنولوژيكي هستند . با توجه به تحولات حوزههای تكنولوژيكي، اقتصاد به سمت اقتصاد الكترونيكي در حركت است و پيشرفت فناوري اطلاعات و ارتباطات در رابطه با کسبوکار و فعالیتهای اجتماعي در دهههای گذشته موجب شده در بسياري از موارد، اقتصاد به اقتصاد الكترونيك، و کسبوکار به تجارت الكترونيك تبديل شود (اودین[1] و همکاران، 2011). استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) در مدیریت کسبوکار از طریق فناوریها و قابلیتهای اینترنت، نه تنها خرید و فروش، بلکه خدمات مشتری و همکاری با شرکای تجاری را نیز در بر میگیرد. روشهای کسبوکار الکترونیکی شرکتها را قادر میسازد تا پردازش دادهها و سیستمهای تبادل اطلاعات داخلی و خارجی خود را به طور کارآمدتر و انعطافپذیرتر به هم متصل کنند، با تامینکنندگان و شرکا نزدیکتر کار کنند و نیازها و انتظارات مشتریان خود را بهتر برآورده کنند (مانیونّان[2]، 2009).
امروزه پیشرفت تکنولوژی فرصتهای بیشماری را برای دسترسی سریع بازار در سطح ملی و بینالمللی به شرکتهای کوچک و متوسط ارائه میدهد (گوپتا[3] و همکاران، 2017). در دهههای اخیر با رواج اینترنت، کسبوکارهای الکترونیکی بهعنوان ابزاری برای سازماندهی مدل کسبوکار شناخته میشود. شرکتهای بسیاری برای تغییر مدلهای کسبوکار سنتی خود به مدل کسبوکار الکترونیکی برای کسب توان رقابتی بیشتر در دنیای پر تغییر فعلی تلاش میکنند. گسترش فناوری اطلاعات در جهان و ورود سریع آن به زندگی روزمره، مسائل و ضرورتهای جدیدی را به وجود آورده است و کسبوکار الکترونیکی جایگزین روشهای سنتی شده است؛ اما در این میان، دنیای کسبوکار الکترونیک برای بسیاری از تازهواردان بسیار گیجکننده است. سازمانها با طیف وسیعی از مدلهای کسبوکار مواجه هستند، با عوامل بسیاری که انتخاب نهایی را دشوار میسازد. کسبوکارهای الکترونیک یکی از مدلهای استراتژیهای جدید ورود به دنیای کسبوکار و بهبود روشهای فروش محصولات فعلی یک کسبوکار است. انتخاب این استراتژی بهعنوان ابزاری برای متحولشدن شرکتهایی است که با مشتری نهایی در ارتباط هستند (گوباخلو و همکاران، 2011). برخلاف استراتژیهای سنتی کسبوکار، استراتژی کسبوکار الکترونیک بر این نکته تأکید میکند که ساختار مدیریت کسبوکار سازمان چگونه میتواند از راه ارتباطات لحظهای و جهانی، بهصورت یکپارچه، خودکار و مستمر بهبود پیدا کند. استراتژی کسبوکار الکترونیکی نوعی نقشه راه هدایت سازمان برای تسهیل دستیابی به اهدافش است (خالوئی و همکاران، 1393).
[1] Uddin
[2] Manivannan,
[3]. Gupt