در طول چند دهه اخیر، سازمانهای فشارهای زیادی را درجهت رعایت مؤلفههای پایداری در مدیریت احساس کردند. به این دلیل که ذینفعان، سیاستگذاران و مصرفکنندگان بدین نتیجه رسیدند که برخی از فعالیتهای تجاری پیامدهای منفی برای محیطزیست به همراه دارد و سبز شدن برای موفقیت آینده سازمانهای آنها امری حیاتی است. درنتیجه سازمانها مجبور شدند با هدف حفظ اکوسیستم و منابع آن برای نسلهای آینده، در فرهنگ، مدل تجاری و تصمیمگیری خود تغییراتی ایجاد نمایند. این جهتگیری پایداری به یک منبع رقابت تبدیل شده است. مزیتی که به موفقیت سازمانها منجر میگردد. از سال 2015 میلادی و پس از تصویب و ارائه اسناد بینالمللی مانند سند توسعه پایدار توسط سازمانهای جهان مثل یونسکو، تصمیمگیرندگان و صاحبان صنایع و کسبوکارها در جهت تحقق اهداف توسعه پایدار ترغیب شدند (اوسانیو[1] و همکاران، 2019). پایداری در سطح سازمانی به رعایت اقدامات محیط زیستگرایی (زاید[2] و همکاران، 2018) و تعامل کارکنان با سیاستها و ابتکارات آگاه از محیط زیست نیاز دارد (رن[3] و همکاران، 2018).
مفهوم پایداری در حال حاضر به یک مسئله جهانی تبدیل شده و به تدریج در حوزه مدیریت منابع انسانی مورد توجه قرار گرفته است (رحمان[4] و همکاران، 2016). عملکرد پایداری به معنی رفع نیازهای حال حاضر بدون به خطر انداختن توانایی نسلهای آینده برای رفع نیازهای خود است. کمیسیون جهانی محیطزیست در تعریف عملکرد پایداری، بیان میکند که پایداری، اصلی اساسی برای تغییر جهانی ماندن به عنوان وسیلهای برای برآوردن نیازهای نسل حاضر بدون به خطر انداختن تواناییهای نسلهای آینده برای رفع نیازهای خود است. اصطلاح پایداری دربرگیرندۀ تمامی فعالیتهای مربوط به تولید و رشد اقتصادی است؛ به شرطی که منابع طبیعی و زیست محیطی که جوامع حال و آینده به آن وابستهاند حفظ شود (رضایی و تو[5]، 2017). متعادل ساختن عملکرد محیطی اقتصادی موردتوجه سازمانهایی قرار گرفته است که از سوی نهادهای نظارتی، ذینفعان و جامعه بهطور کلی تحت فشار هستند. بدین ترتیب، بین عملکرد زیستمحیطی، مدیریت محیط زیست و تعدادی از روشهای منابع انسانی برای عملکرد پایداری رابطه قابل توجهی وجود دارد (سیامبالاپیتیا[6] و همکاران، 2018). بهطورکلی، عملکرد پایداری توسط دولتها، جوامع، مدیران تجاری و مصرفکنندگان پذیرفته میشود. علاوهبراین برآورد تأثیرگذار از عملکرد پایدار را میتوان از طریق ارزیابی عملکرد سه پایه اصلی عوامل اقتصادی، محیطی و اجتماعی انجام داد (راینر و مورگان[7]، 2018). این سه ستون، عملکرد پایدار بهطور یکسان مورد ارزیابی قرار میگیرند. برخی از محققان به بررسی روابط بین عوامل منابع انسانی و پایداری محیطی پرداختهاند. بنابراین منابع انسانی شامل روشهای قدرتمندی برای ادغام کارکنان با ابتکارات جدید و همسویی روشهای منابع انسانی با اهداف زیستمحیطی سازمانها میباشد، درنتیجه این امر میتواند به سازمانها در حرکت به سمت پایداری کمک نماید (سونسون[8] و همکاران، 2018).
[1] . Eusanio
[2] . Zaid
[3] . Ren
[4] . Rehman
1. Rezaee & Tuo
[6] . Siyambalapitiya
[7] . Rayner & Morgan
[8] . Svensson