مبانی نظری فرهنگ سازمانی سبز

امروزه فرهنگ سازمانی و رویکردهای سبز شدن فرهنگ در سازمان­ها برای حفاظت از محیط­زیست مطرح شده است (کرین[1]، 2017). فرهنگ یک سیستم کنترل است و موجب ثبات و پایداری نظام اجتماعی در سازمان­ها می­گردد. فرهنگ سازمانی نشان­دهنده فرضیه­های اصلی سازمان­ها بوده و رفتارهای آن­ها را تحت تأثیر قرار می­دهد؛ چرا که اعضای سازمان مکرراً به­منظور تصمیم­گیری­های سازمانی در چارچوب فرهنگ سازمانی حرکت می­کنند (نقدی، 1396). مطابق با نظرات نیوتن و هارت (1997)، اهمیت فرهنگ سازمانی سبز به­خصوص در ادبیات مربوط به قابلیت پایداری کسب­وکارها، به دفعات مورد توجه قرار گرفته است. با این حال، استد و استد (1992)، براین باورند که سازمان­ها باید برای پاسخ­گویی مناسب به چالش­های زیست­محیطی به اقدام به تغییرات چشم­گیری در فرهنگ سازمانی خود نمایند (پورتر[2] و همکاران، 2016). فرهنگ سازمانی سبز، همراه مسائل زیست­محیطی به باورها، ارزش­ها و هنجارها در ارتباط با مدیریت زیست­محیطی اشاره می­کند (چنگ[3]، 2015). نیوتن و هارت (1997)، اظهار داشتند که ساختار فرهنگی سازمان­ها عاملی مهم و تعیین­کننده در پرداختن و توجه به اقدامات مبتنی بر محیط زیست است. فرهنگ سازمانی، شکل­دهنده فعالیت­ها و موضوعات زیست­محیطی است و جهت خلق شرایط مطلوب برای گفتمان اجتماعی فرهنگی از قدرت بسیاری برخوردار می­باشد. فرهنگ­های سازمانی سبز با فشار بر افراد آن­ها را در راستای ارزش­های فرهنگی هدایت می­کنند (گورلک و تونا[4]، 2018).

بسیاری از صاحب­نظران در این مورد اتفاق­نظر دارند که مقصود از فرهنگ سازمانی سیستمی از استنباط مشترک است که اعضا نسبت به یک سازمان دارند. به بیانی دیگر، فرهنگ سازمانی به شیوه­ای اطلاق می­گردد که اعضای سازمان درباره ویژگی­های آن می­اندیشند. کارکنان به­عنوان یکی از ذینفعان کلیدی و مهم سازمان­ها، اهمیت مسائل زیست­محیطی را درک می­کنند و گرایش درونی در آن­ها به­منظور ممانعت از فعالیت­های غیرمسئولانه در قبال محیط زیست وجود دارد (چنگ و چن[5]، 2013). ظهور مفاهیم مدرن مانند پایداری زیست­محیطی در سازمان­ها، آن­ها را برای تغییرات جدی در فلسفه مدیریتی خود از قبیل فرهنگ سازمانی هم به لحاظ روشی و هم به لحاظ تفکری نهادی در عملیات سازمانی مجاب کرده است. اگرچه، درجه تغییرات در فرهنگ­های سازمانی متفاوت و قابل­بحث است اما آن­چه که مهم است مسئولیت­پذیرتر شدن سازمان­ها در قبال محیط زیست به واسطه اقدامات و عملیات خود می­باشد. ممکن است سازمان­ها رفتارهایی را در قبال محیط زیست از خود نشان دهند که سهم قابل­توجهی در نابودی آن داشته باشند.

 


[1] . Crane

[2] . Porter

[3] . Chang

[4] . Gurlek & Tuna

[5] . Chang & Che