مبانی نظری استراتژی آمیخته بازاریابی سبز

امروزه باتوجه به جهانی شدن تجارت، دنیای کسب ­وکار دچار تغییرات بسیاری شده و استراتژی­های قبلی بازاریابی دیگر نیاز بازار و سازمان­ها را رفع نمی­کنند. از سوی دیگر، مشکلات و مسائل مرتبط با محیط زیست مانند گرم شدن زمین و آلودگی­های زیست­محیطی به مسئله­ای جهانی تبدیل شده است. درنتیجه نیاز به تولید محصولات اکولوژیک و فعالیت­های تجاری سبز امری مهم تلقی گردید و این مسئله شرکت­ها را مجبور به ادغام موضوعات زیست­محیطی با تلاش­ها و استراتژی­های بازاریابی نمود (شاهمرادی و مصلی، 1399). از سوی دیگر، طی سه دهه اخیر، آگاهی مصرف­کنندگان نسبت به محیط زیست افزایش یافته و مسئله محیط زیست از یک موضوع حاشیه­ای به یک مسئله اصلی تبدیل شده است. تغییر در منظر مسئولیت اجتماعی شرکت­ها، مدیران را به سمت ایجاد پایداری در عملکرد آمیخته بازاریابی سوق می­دهد (ویلکایت وایتون و اسکاکاسکین[1]، 2020). از این­رو سازمان­ها همگام با نیازهای افراد تلاش نمودند تا با برنامه­ریزی و اجرای فعالیت­های حفاظت از محیط زیست از یکدیگر پیشی بگیرند. زیرا بازاریابی سنتی که بیش از حد بر خواسته­های مشتریان تأکید می­کرد و رفاه اجتماعی و مسائل محیط زیستی را درنظر نمی­گرفت، کارایی و اثربخشی خود را از دست داده بود. نتایج حاصل از تحقیقات بین­المللی هم نشان­دهنده این امر بود که مشتریان امروزه بیش­تر نگران تغییرات محیطی هستند. فشارهای رقابتی و نیازهای مشتریان، بازاریابی سبز را در راستای توسعه محصولات سبز، فرایندهای سبز و خدمات سبز به راهبردی ضروری در کسب­وکار تبدیل کرده است (حسن و علی[2]، 2015). مفهوم بازاریابی سبز، به اواخر دهه 1960 بازمی­گردد (ویلکایت وایتون و اسکاکاسکین، 2020). از آن زمان اصطلاحات مختلف و تعاریف متعددی از بازاریابی سبز شده است. اکثر آن­ها نشان می­دهند این نوع بازاریابی به­دنبال برآورده کردن هم­زمان نیازهای شرکت­ها، مشتریان و جامعه به­صورت سودآور و پایدار است (پاپاداس[3] و همکاران، 2017).

 


[1] . Vilkaite-Vaitone & Skackauskiene

[2] . Hasan & Ali

[3] . Papadas