
قابلیتهای پویا را میتوان بهعنوان یک عامل کلیدی و مهم در رقابتپذیری شرکت از طریق تشخیص و پیکربندی مجدد درنظر گرفت. مطالعات نشان دادهاند که قابلیتهای پویا بر شرکت مزیت رقابتی شرکتها تأثیر مستقیم و غیرمستقیمی دارند (فریرا[1] و همکاران، 2020). قابلیت پویا از مفهوم مبتنی بر منابع سرچشمه میگیرد و ویژگیهای یک منبع رقابتی را در چهار ویژگی ارزشمند، کمیاب، غیرقابلتکرار و غیرقابل جایگزین توصیح میدهد. قابلیتهای پویا به شرکتهای خاص تجاری مربوط میشود که در شکلدهی، شکلدهی مجدد، پیکریبندی و پیکربندی مجدد داراییها دخالت دارند و به فناوریهای متغیر و بازارها پاسخ میدهند و تلاش آنها فرار از موقعیت سود صفر است. قابلیتهای پویا بر سرعت تغییر قابلیتهای عادی تسلط دارند و اگر سازمانی صلاحیتهای لازم یا منابع کافی در اختیار داشته باشد ولی فاقد قابلیتهای پویا باشد، از فرصت کوتاهی درجهت ساخت و بازگشت رقابتی برخوردار میگردد و نمیتواند بازگشتهای عالی را ادامه دهد. بهمنظور تعیین ابعاد قابلیتهای پویا، دو رویکرد اصلی وجود دارد. برخی از پژوهشگران مانند تیس (2007)، قابلیت پویا را به ابعادی مانند هماهنگی، یکپارچهسازی، یادگیری و بازآرایی تقسیم میکند (جعفرینیا و همکاران، 1398). برخلاف رویکرد مبتنیبر منابع که از منابع و قابلیتها در یک بافت ایستا صحبت میکند، چارچوب قابلیتهای پویا عناصر پویایی مثل یادگیری را معرف مینماید. در این دیدگاه بیشتر از تحلیل وضعیت فعلی شرکت، به بررسی سؤالاتی از قبیل چراها و در کجا پرداخته میشود. قابلیتهای پویا زیرمجموعه منابعی است که به شرکت اجازه میدهد فرایندها و محصولات جدیدی را ایجاد نماید. این دیدگاه الگوهایی از فعالیتهای عمومی را نشان میدهد که سازمان بهواسطه آنها میتواند منابع خود را دائماً تولید کرده و مورد ارزیابی قرار دهد و اثربخشی خود را در رویارویی با مقتضیات بازار افزایش داده و بهبود بخشد. معرفوترین فردی که به بررسی قابلیتهای پویا پرداخت، تیس بود. تیس (2007)، در مقاله خود بیان کرد که مزیت رقابتی چیزی بیش از برخورداری از دارائیهایی است که تقلید آنها دشوار باشد بلکه مزیت رقابتی مستلزم برخورداری از قابلیتهای پویا میباشد. وی قابلیت پویا را ظرفیت درک کردن و شکل دادن به فرصتها و تهدیدات، بهرهبرداری از فرصتها و حفظ رقابتپذیری از طریق افزایش، ترکیب، حفظ و در صورت لزوم بازپیکربندی دارائیهای مشهود و نامشهود درنظر گرفته است. شرکتهای بزرگ تمایل کمتری به انجام تعییرات تهاجمی و انقلابی یا به بیانی دیگر هیجانی دارند و همواره در تلاش هستند تا با تکرار روتینهای پیشین و کسب تجربه از یادگیری، تغییرات لازم را انجام دهند و به دلیل کسب گریزی تمایلی به آزمون و خطا ندارند (ما[2] و همکاران، 2015). تیس و همکاران (1997) به توسعه چهارچوب قابلیتهای پویا برمبنای دیدگاه منبعمحور پرداختند. به گفته آنها قابلیتهای پویا عبارتنداز: توانایی شرکت برای ادغام، ایجاد و شکلدهی مجدد شایستگیهای درونی و بیرونی برای پاسخگویی به محیطهای سریعاً متغیر. وانگ و احمد (2007)، قابلیتهای پویا را جهتگیری رفتاری سازمان برای ترکیب، پیکربندی مجدد، بازسازی و تولید مجدد منابع و قابلیتهای خود مهمتر از همه ارتقاء و بازسازی قابلیتهای محوری آن در پاسخ به تغییرات محیط برای کسب و حفظ مزیت رقابتی تعریف نمودهاند. زهرا و همکاران (2006)، نیز قابلیتهای پویا را بهعنوان فرایندهایی برای پیکربندی مجدد منابع و امور روتین عملیاتی یک شرکت بهگونهای که تصمیمگیرندگان اصلی آن بهدرستی میبینند و فرض میدارند، تعریف میکنند. پیکربندی مجدد هدف نهایی قابلیتهای پویا است. پیکربندی مجدد منابع، ادراک، یادگیری، ادغام و هماهنگی جزء قابلیتهای پویا هستند.
[1] . Ferreira
[2] . M