امروزه جهانی شدن فرصتها و چالشهای بیشماری را برای شرکتها و برندها فراهم ساخته است و عرصه رقابت سازمانها بهدلیل حضور رقبا، تهدیدات تازهواردها، قدرت چانهزنی و افزایش سطح انتظارات مصرفکنندگان، ارتقا روزافزون فناوری و اتخاذ روشهای نوین تولید، پیچیدهتر شده است (پول[1] و همکاران، 2018). به همین دلیل سازمانها برای افزایش سهم بازار مستلزم استفاده از روشها و رویکردهای نوظهور هستند. در این شرایط، حفظ و توسعه سهم بازار نتیجه عملکرد برند میباشد. باتوجه به اینکه برندسازی باعث ایجاد یک درک مشترک از برند در سراسر سازمان میشود کارکنان را قادر میسازد تا در زمان مواجهه خدمت، پیمان برند را به جا اورند. برندسازی باعث ایجاد درک کارکنان از ارزشهای برند شده و با ترکیب ایجاد آنها با واقعیت برند بر نگرشهای کارکنان و شکلدهی رفتار آنها برای یکپارچه شدن با برند آثار مفیدی برجای میگذارد. آنچه یک برند را از سایر برندها متمایز میکند، مجموع ادراکات و احساسات مشتری درباره ویژگیها، چگونگی برندسازی، دلیل وجودی و ویژگیهای درکشده از شرکت مرتبط با برند است. موفقیت یک سازمان بدون شک از قابلیت برندسازی نشأت میگیرد. لزوم اندازهگیری عملکرد سازمان اغلب در ادبیات بازاریابی بهعنوان یک متغیر وابسته موردتوجه بوده است. بههمین دلیل دیدگاهی برای ارزیابی عملکرد از طریق برند ارائهشده توسط سازمان وجود دارد که تحت عنوان عملکرد برند نامیده میشود. منظور از عملکرد برند در بازار، جایگاه برند در بازار است که به نوعی نشاندهنده موفقیت یا عدمموفقیت در بازار میباشد (سانگ[2] و همکاران، 2017). اوکاس و انجو (2011)، قابلیت برندسازی را بهعنوان ظرفیت یک شرکت برای دستیابی به مجموعهای از روالهای سازمانی مرتبط با یکدیگر برای انجام فعالیتهایی مانند ارتباطات و برنامههای بازاریابی در ارائه یک نام تجاری سازگار با مشتریان تصور میکنند. نی و وان (2008)، نشان دادند که قابلیتهای برندسازی شرکتها را میتوان در دو بُعد درک نمود. مرتبط با داخلی (شامل قابلیتهای مربوط به دارایی و دانش) و خارجی (شامل عوامل بازار و عوامل نهادی). علاوهبراین، آلتشولر و تارنوسکایا (2010)، نیز دیدگاه خود را در مورد قابلیت برندسازی مطرح نمودند (اودوم و همکاران، 2017). دیدگاه آنها شامل توانایی یک شرکت در طراحی محصولات با عملکرد بالا با قیمتهای رقابتی، توانایی انجام همکاریهای مفید و سودمند با ذینفعان و توانایی برقراری ارتباط با نام تجاری اجزای سازنده با هزینه کم میباشد. علاوهبراین مریلیز و همکاران (2011)، قابلیت برندسازی را شامل چهار رویکرد توصیف کردهاند: شناسایی معنای برندسازی، استفاده از برندسازی بهعنوان یک ابزار عملیاتی، برقراری ارتباط با برند و جذب کارکنان برای حمایت از برند. شواهد موجود در ادبیات بازاریابی نشان داده است که قابلیت برندسازی میتواند تأثیر زیادی بر عملکرد شرکت داشته باشد. باتوجه به ماهیت نامعلوم تغییرات تکنولوژیکی و رقابت شدید در بازار، مهم است که شرکتها تنها نوآور نباشند بلکه قابلیت برندسازی خود را نیز تقویت نمایند. بهعنوان مثال، برندسازی از نوآوریهای ناشی از تقلید رقبا محافظت میکند و شرکتها را قادر میسازد تا ریسک را بهراحتی کنترل کرده و سریعتر و کارآمدتر نسبت به تغییرات بازار واکنش نشان دهند (لی[3] و همکاران، 2013).
[1] . Pool
[2] . Song
[3] . Le