مبانی نظری رقابت در صنعت بانکداری

صنعت بانکداری نقش بسیار مهمی در اقتصاد کشور و تأثیر بسزایی در حمایت از فعالیت­های اقتصادی دارند. درک نقش مهم بانک­ها در اقتصاد داخلی برای حفظ سلامت بانک­ها نیز حیاتی و ضروری است. برهم زدن سلامت بانک درنهایت عملکرد بانک را به­عنوان یک نهاد واسطه مختل می­کند. از طرفی دیگر نیز بانک­ها به­منظور تحریک رشد اقتصادی ملزم به عملکرد پایدار، کارآمد و قوی هستند. نظریه ساختار بازار می­تواند رقابت بانکی را به­خوبی توضیح دهد. ساختار بازار به عنوان وضعیتی از بازار تعریف می­شود که جنبه­هایی را هدایت می­کند که به­طور قابل­توجهی بر رفتار عوامل تجاری و عملکرد بازار تأثیر می­گذارد. این جنبه­ها شامل تعداد خریداران و فروشندگان، موانع ورود و خروج از بازارها، تنوع محصولات، سیستم­های توزیع و کنترل سهم بازار است. به­طور کلی دو نوع ساختار بازار وجود دارد؛ انحصاری و رقابت کامل. مطابق با مطالعات جوزرون و فتوورازی (2012)، بازارهایی که رقابت کامل دارند دارای ویژگی­هایی هستند که تعداد زیادی فروشنده و خریدار را شامل می­شود، در این رقابت محصولات معامله شده همگن هستند و فروشنده و خریدار از وضعیت بسیار آگاه می­باشند. درحالی­که بازار انحصاری دارای ویژگی­هایی است که تنها یک فروشنده را شامل می­شود و سازمان­های دیگر برای ورود به بازار با موانع متعددی مواجه هستند (واهیودی[1] و همکاران 2021).

بانک­ها از مهم­ترین موسسات مالی هستند که در انتقال وجوه از واحدهای دارای مازاد به واحدهای دارای کسری نقش منحصر­به­فردی دارند. در دهه گذشته به دلیل سیاست حمایت از کوچک­سازی دولت و اجرای خصوصی­سازی بانک­های دولتی در مقیاسی بزرگ و نیز تأسیس بانک­های خصوصی، صنعت بانکداری کشور تغییرات معناداری را در شرایط رقابتی­اش تجربه کرده است (بانیا و نیکولاس[2]، 2017). یک بانک زمانی رقابتی خواهد بود که توانایی تسلط بر مشتریان و بازار سرمایه، جذب مشتریان زیاد از طریق ارائه محصولات و خدمات باکیفیت، ایجاد مطلوبیت، ایجاد رضایت در مشتریان، داشتن شهرت در بازار و کسب سود کافی و حفظ آن را داشته باشد. کازارنکووا (2006)، رقابت بانکی را به­عنوان توانایی عملی و پتانسیل بانک برای ایجاد  و توسعه محصولات و خدمات با رقابت بالا در بازار برای ایجاد تصویر مثبت از یک بانک مدرن قابل اعتماد در پاسخگویی به خواسته­ها و نیازهای مشتریان تعریف نموده است (نگوین[3] و همکاران، 2018). گوردیتسا (2012)، براین باور است که رقابت­پذیری بانک­ها در شرایط مدرن با پساخگویی آن به نیازهای مشتریان و نرخ رشد مشتریان بانک تعیین می­گردد. بنابراین رقابت­پذیری بانک­ها را می­توان به عنوان توانایی ایجاد شده توسط خود بانک براساس فرصت­های مطلوب برای حفظ و توسعه مزیت­های ذاتی برای تثبیت و گسترش سهم بازار، افزایش سود برای دفع و غلبه بر نوسانات نامطلوب محیط کسب­وکار یا فشار نیروهای رقابتی درک کرد. رقابت­پذیری یک بانک، قدرت ذاتی خود بانک را در ارائه محصولات و خدمات برای رفع نیازهای مشتریان به بهترین نحو و حفظ و جذب مشتریان و گسترش سهم بازار برای افزایش سودآوری نشان می­دهد (توی و دونگ[4]، 2021).

 


[1] . Wahyudi

[2] . Banya & Nicholas

[3] . Nguyen

[4] . Thuy & Duong