مبانی نظری کانال همه کاره

شرکت­ها و خرده­فروشان برای ایجاد اطلاعات ثابت محصول و خدمات در تمام کانال­های همه کاره تلاش کرده­اند تا تجربه چندکانالی مصرف­کننده را افزایش دهند. ایده دستیابی به این بلوغ در قالب کانال­های همه کاره ارائه شده به مصرف­کنندگان و اعضای زنجیره تأمین با دیدگاه و نگرشی جامع از همه کانال­ها ارائه شده است (ورهوف[1] و همکاران، 2015). کانال همه کاره درواقع مدیریت هم­افزایی بسیاری از کانال­های موجود و نقاط تماس مشتری است که تجربه مشتری و عملکرد کانال را میان کانال­ها بهینه می­کند (ورهوف و همکاران، 2015). کانال همه کاره یک روند نوظهور در خرده­فروشی است که هدف آن هماهنگی فرایندها و فناوری­ها در تمام کانال­ها برای ارائه خدمات سازگار، یکپارچه و قابل اعتماد به مصرف­کنندگان است (ورهوف و همکاران، 2015؛ ون بریل[2]، 2018).

بنابراین سیستم کانال همه کاره حداکثر در دسترس بودن، دید و سازگاری اطلاعات را در کانال­های متعدد تضمین می­کند (پیوترویز و کاتبرتسون[3]، 2014) و درنتیجه مزایای مختلی مانند رشد درآمد کل، اعتماد گسترش یافته، هم­افزایی و تمایز از طریق خدمات ارزش افزوده را فراهم می­سازد. مفهوم کانال همه کاره برای بخش بانکی اهمیت زیادی پیدا کرده است زیرا این مفهوم برای اقدام مشترک کانال­های مختلف دسترسی تأکید دارد تا یک تجربه پیشرفته و سازگار برای تأمین نیازهای مشتریان در دسترس باشد. نکته مهمی که وجود دارد این است که موفقیت استراتژی کانال همه کاره به درک، قابلیت استفاده و تأثیر مثبت ایجاد شده بر تعاملات بانک با مشتریان بستگی دارد (شن و همکاران، 2018). باتوجه به اهمیت یکپارچگی کانال ارائه خدمت برای بخش بانکی در رابطه با رضایت و تجربه مشتری، این سؤال مطرح می­شود که آیا عملکرد یکپارچه کانال­های مختلف خدمات بانکی می­تواند تأثیر مثبتی بر تجربه مشتری داشته باشد (استراکر و همکاران، 2015).

امروزه کسب و کارها در جهت توسعه  محیط­های فیزیکی و دیجیتال ارائه خدمات به مشتریان به منظور گسترش دسترسی به مشتریان، تکمیل ساختارهای خدمات موجود و جذب مزایای هر محیط، به صورت بازتر عمل می­کنند (چن[4] و همکاران، 2018). رویکرد کانال همه کاره، فرایندها و کانال­های تعامل مشتریان با کسب و کارها را برای ایجاد یک تجربه و یکپارچه در انتقال کانال هماهنگ می­کند (شن[5] و همکاران، 2018). از دیدگاه بارویتز و مس (2018)، این رویکرد فرصتی برای کسب و کار است که از فناوری­هایی برای کمک به شخصی­سازی خدمات مشتری و تمرکز بر اطلاعات مشتری در محیط­های فیزیکی و دیجیتالی استفاده می­کند. بیش­تر تحقیقات در مورد کانال­های تعامل بین شرکت و مشتریان، بر مطالعه هر کانال یا محیط به صورت جداگانه متمرکز هستند (باپات[6]، 2017).

 


[1] . Verhoef

[2] . Von Briel

[3] . Piotrowicz & Cuthbertson

[4] . Chen

[5] . Shen

[6] . Bapat