
مدیریت ارتباط با مشتری كه گاهي اوقات از آن به عنوان مديريت مشتريان، مديريت ارزش مشتريان، مشتري محوري و يا مديريت مشتري محور نام برده مي شود، براي مدت زمان طولاني اصطلاح متداول جهت بيان تمايل شركت ها در برقراري ارتباط مداوم و هميشگي با مشتريان خود بوده است. در همين راستا مي توان به يك نكته مهم اذعان داشت كه شركت هايي كه مشتريان خود را بصورت موثري جذب نموده و به آنها خدمات مورد نظر را به بهترين نحو ارائه داده اند، تاثير مثبت اين امر را در انتهاي مسير سودآوري خود مشاهده نموده اند. هر اندازه كه يك شركت بتواند ارتباط موثرتري با مشتريان خود برقرار نمايد، فرصت هاي بيشتري جهت ارائه خدمات و محصولات بيشتر به آن مشتريان را كسب خواهد نمود. اين در حالي است كه با ظهور تجارت الكترونيك و شرايط اقتصادي نوين، توسعه ارتباطات قويتر با مشتريان از اهميت بيشتري برخوردار گرديده است. مدیریت ارتباط با مشتری یک استراتژي كاري با اين رويكرد است كه با مشتريان متناسب با شرايط و الگوهاي رفتاري آنها ارتباطي پايدار و بلندمدت كه براي هر دو طرف ايجاد ارزش افزوده كند، برقرار گردد. معمولاً استراتژي مدیریت ارتباط با مشتری مبتني بر چهار هدف اجرائي است:
1. تشويق مشتريان ديگر شركت ها يا مشتريان بالقوه به اولين خريد از شركت
2. تشويق مشترياني كه اولين خريد را كرده اند به خريدهاي بعدي
3. تبديل مشتريان موقت به مشتريان وفادار
4. ارائه خدمات با مطلوبيت بالا براي مشتريان وفادار به نحوي كه به مبلغ شركت بدل شوند (رجا، 1391).
مدیریت ارتباط با مشتری فرایندی برای جمع آوری داده های مرتبط با مشتریان می باشد که به درک ویژگی های مشتریان و بکارگیری آن ویژگی ها در فعالیت های بازاریابی می پردازد. مدیریت ارتباط با مشتری در واقع واژه ای است که برای روش شناسی، نرم افزار و نیز قابلیت های اینترنتی که به یک بنگاه اقتصادی در جهت مدیریت ارتباط با مشتری در یک مسیر سازمان یافته کمک می نماید، اطلاق می گردد. بنابراین مدیریت ارتباط با مشتری، فناوری با هدف کاهش هزینه های عملیاتی، افزایش درآمد فروش، رضایت مشتریان و تعامل با آن ها، ایجاد تعادل در منابع مختلف، تکامل فرایندی کسب و کار و افزایش سطح کسب و کار می باشد. به گفته لویت، ریشه مدیریت ارتباط با مشتری، به مفوم مدیریتی بازاریابی ارتباطی بر می گردد. بازاریابی ارتباطی تلاشی یکپارچه برای شناسایی، ایجاد و نگهداری یک شبکه از مشتریان است که منجر به سود طرفین می گردد. بازاریابی ارتباطی ماهیتی راهبردی دارد و فاقد یک دیدگاه جامع در فرایندهای کسب و کار می باشد (هدایت مفیدی، 1396).
مدیریت ارتباط با مشتری به همه فرآیندها و فناوری هایی گفته می شود که در شرکت ها و سازمان ها برای شناسایی، ترغیب، گسترش، حفظ و ارائه خدمات بهتر به مشتریان به کار می رود. مجموعه کاملی از فرآیندها و تکنولوژی ها برای مدیریت ارتباط با مشتریان فعلی و بالقوه. مدیریت ارتباط با مشتریان یک راهبرد تجاری جهت انتخاب و مدیریت مشتریان برای بهینه کردن و بالا بردن ارزش شرکت است. مدیریت ارتباط با مشتری، استراتژی جامع کسب و کار و بازاریابی است که فناوری، فرآیندها و تمامی فعالیتهای کسب و کار را حول مشتری یکپارچه می سازد(یونسی، 1394). در راهبرد مدیریت ارتباط با مشتری، برقراری یک پیوند مناسب با مشتریان در تمام بخش های سازمان امری حیاتی است. راهبردهای کسب و کار مدیریت ارتباط با مشتریان در تمام بخش های سازمان امری حیاتی است. راهبردهای کسب و کار مدیریت ارتباط با مشتری شامل بازاریابی، عملیات، فروش، خدمات مشتریان، تحقیق و توسعه، امور مالی و فناوری اطلاعات به منظور افزایش سود ناشی از تعامل با مشتریان است. از آنجا که هدف از مدیریت ارتباط با مشتری رضایت مشتریان و سودآوری سازمان است، تجزیه و تحلیل فرایندهای ارتباط با مشتریان امری ضروری و حیاتی است. این فرایندها شامل بازاریابی، فروش و خدمات می باشند. این فرایندها به عنوان فرایندهای رایجی شناخته می شوند که به طور مکرر در سیستم مدیریت ارتباط با مشتری رخ می دهند.