مبانی نظری لذت

لذت (جزء عاطفی) و واسطه اثر کیفیت خدمات (جزء شناختی) برنیات رفتاری است. لذت کاربر یک پاسخ احساسی است که به ارزیابی از کالا یا خدمتی که مصرف یا ارائه‌شده است، داده می­شود. لذت ارزیابی کاربر از محصول یا خدمات است و شکست در ارضای نیازها و انتظارات منجر به عدم لذت نسبت به محصول یا خدمات می­گردد. تحقیقات اخیر نشان می­دهد که لذت کاربر/ کاربر یک مسئله مهم نظری و عملی است. برای اکثر بازاریابان، محققان مصرف­کننده، لذت کاربر به­عنوان یک ابزار برای جذب متغیرترین بخش بازار در نظر گرفته می­شود (لای[1] و همکاران، 2013).

شائو (2009)، لذت را به­عنوان انگیزه­ای قوی برای استفاده محتوا در فناوری­های مختلف ارائه کرده است. پارک و همکاران (2009)، بیان کرده­اند که لذت و رضایت یکی از محرک­هایی است که افراد را به سمت مراجعه به فناوری­های مختلف سوق می­دهد. مونتینگا و همکاران (2011) نیز لذت، آرامش و سرگرمی را به­عنوان اصلی­ترین عواملی شناسایی کرده­اند که باعث افزایش استفاده از فناوری توسط کاربران می­شود (دابوس و باراکات، 2020). لذت برای یک بازاریابی موفق بسیار حائز اهمیت است. از سوی دیگر شناخت این واقعیت که یکی از مسیرهای استراتژیک که توسط شرکت­های اوقات فراغت در به ­دست آوردن مزیت­های رقابتی دنبال می­شود از طریق افزایش تمرکز در لذت کاربر بوده است. همچنین توافق در این واقعیت است که لذت کاربر بر انتخاب مقصد، مصرف محصولات و خدمات و تصمیم به بازگشت تأثیرگذار است. لذت کاربر به­طور فزاینده­ای به یک هدف مشترک شرکت­ها برای تلاش بیش­تر و بیش­تر برای افزایش کیفیت محصول و یا خدمات ارائه­شده تبدیل‌شده است. یک نمونه از نظریاتی که تأثیر قابل­توجهی در لذت کاربر دارد، تئوری عدم پیش­بینی است که فوق­العاده در ادبیات لذت کاربر موردبحث است. این نظریه نشان می­دهد که تغییرپذیری جوانب مثبت و منفی بر اساس درک از خرید یک محصول یا ارائه خدمات قبل از آن مقرون­به­صرفه هست. حضور خدمات نیز می­تواند توجیه­کننده در لذت یا عدم لذت کاربر باشد. عدم لذت زمانی اتفاق می­افتد که کاربران تفاوت معناداری بین انتظارات خود و کیفیت خدماتی که دریافت می­کنند، تجربه نمایند (فُروزیا[2] و همکاران، 2013). مطابق یک تئوری معروف در علم بازاریابی، پیامد فوری افزایش میزان لذت کاربر، همانا کاهش میزان شکایت او و افزایش میزان وفاداری کاربر را به همراه خواهد داشت. یعنی این­که افزایش میزان لذت کاربران از خدمات، علاوه بر کاهش شکایت آنان، میزان اعتماد و وفاداری آن­ها به سازمان را نیز مضاعف می­کند. بیتنر و هوبرت (1994) توصیف لذت و میزان رضایت کاربر را به­عنوان یک احساس یا نگرش یک کاربر نسبت به یک سرویس پس از استفاده از آن بیان می­کنند. مطالعات همچنین تأیید می­کنند بین کیفیت خدمات، لذت و قصد رفتاری و پس‌ازآن کیفیت خدمات و رفتار، رابطه معناداری وجود دارد. همان­طور که توسط کرونین و مکی (1992)، کیفیت خدمات نشان­دهنده برداشت­های ارزیابی مصرف­کننده با برخورد با یک سرویس در یک نقطه خاص در زمان بیان‌شده است. درزمینۀ بازاریابی و اوقات فراغت، پذیرش این ادعا که کیفیت خدمات بر لذت و رضایت کاربر به­طورکلی تأثیرگذار است، وجود دارد. اگرچه شولتز (1998) می­گوید که این واقعیت که لذت کاربر لزوماً نشانه­ای از وفاداری او نیست بلکه می­توان گفت ارزش درک شده توسط کاربر مطابق با انتظارات خود در مورد یک محصول خاص باعث لذت کاربر و بدین ترتیب احتمال خرید یا استفاده دوباره همان محصول یا خدمات را افزایش می­دهد (اُلیویرا[3]، 2011).

 


[1]. Lai

[2]. Forozia

[3]. Oliveira