
کیفیت واژه رایج و آشنایی است که از مفهوم و نحوه کاربرد آن تفاسیر گوناگونی بهعمل آمده است. اما وجه مشترک همه این تعاریف "سازگاری کالا یا خدمات با نیازها و انتظارات مشتریان است". کیفیت از مشتری شروع میشود و هرگونه توجه به کالا یا خدمات، بدون توجه به نظر مشتری، الزاماً کیفیت را بهدنبال ندارد. لذا معمولاً کیفیت را میتوان براساس تطابقپذیری محصول با ویژگیهای موردنظر مشتری و یا میزانی که محصول میتواند انتظارات قبلی مشتری را برآورده سازد، تعریف کرد. آکر (2001)، کیفیت درکشده را به صورت درک مشتری از کیفیت کلی و یا برتر محصول باتوجه به هدف موردنظرش در مقایسه با گزینههای دیگر تعریف کرده است و در مدل خود بیان نموده است کیفیت درکشده محصول میتواند از 5 طریق بر ارزش ویژه برند اثرگذار باشد: تمایز در جایگاهیابی، دلیلی برای خرید برند، اضافه پرداخت قیمت، جلب علاقه اعضای کانال توزیع به استفاده از محصول باکیفیت ادراکشده بالاتر، توسعه برند (طاهری و حمدی، 1400).
زمانیکه ارتباط بین برند و کیفیت محصول قبل از ارتباط بین صفتهای محصول و کیفیت درک گردد مشتریان به احتمال بیشتری تحت تأثیر درک از کیفیت محصول قرار میگیرند. کیفیت محصول درکشده از طریق فراهم ساختن دلیلی برای متقاعد کردن مشتریان به خرید و متمایز شدن از سایر برندها، برای مشتریان ایجاد ارزش میکند. فرض براین است که درک مشتریان از کیفیت محصولات با وفاداری آنان به برند ارتباط دارد. به بیانی دیگر، هرچه کیفیت محصول بیشتر باشد میزان وفاداری مشتریان نسبت به برند نیز افزایش پیدا میکند (سو[1] و همکاران، 2013). کیفیت محصول یا برند از دو بُعد اعتماد به برند[2] و تعهد به برند[3] تشکیل شده است. تحقیقاتی که در حیطه بازاریابی و مدیریت انجام شده نشان میدهد که اعتماد به برند دارای دو بُعد اعتبار و مقاصد یا اهداف است. بُعد اعتبار به توانایی و تمایل برای وفاداری و رفع نیاز مشتری اشاره میکند و بُعد اهداف متشکل از اهداف خوب و مثبتی است که با شادکامی و علائق مشتریان ارتباط مستقیمی دارد. دومین بنیان مذکور، تعهد به برند است. تعهد به برند به منظور برقراری روابط بلندمدت دارای اهمیت میباشد، زیرا باعث میشود افراد روابط خود را حفظ کنند (نیادزایو[4] و همکاران، 2016). براساس مطالعات کلر (2003)، رتبهبندی کیفیت برند بهعنوان درک مشتری از کیفیت یا برتری کلی محصول یا خدمات باتوجه به هدف موردنظر تعریف میگردد. این ارزیابی از قضاوت کلی مصرفکننده در مورد برتری یک برند یا محصول میباشد (چم[5] و همکاران، 2018؛ لیم[6] و همکاران، 2020).
[1] . So
[2] . Brand trust
[3] . Brand commitment
[4] . Nyadzayo
[5] . Cham
[6] . Lim